تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1448

مساهمون:

ص١٤٤٨
شيطان الطّاق گفتند ، و او يكى از متكلّمين است و چند كتاب تصنيف كرده « 1 » از جمله كتاب افعل ، لا تفعل . و احتجاج او با زيد بن على عليه السّلام ، « 2 » و هم محاجّهء او با خوارج « 3 » مشهور است و مكالمات او با ابو حنيفه معروف است . روزى ابو حنيفه با وى گفت كه : شما شيعيان اعتقاد به رجعت داريد ؟ گفت : بلى . گفت : پس پانصد اشرفى به من قرض بده و در رجعت كه به دنيا برگشتيم از من بگير . ابو جعفر فرمود : از براى من ضامنى بياور كه چون به دنيا برمىگردى به صورت انسان برگردى تا من پول بدهم زيرا كه مىترسم به صورت بوزينه برگردى و من نتوانم از تو وجه خود را دريافت نمايم ! . « 4 » و هم روايت شده كه چون حضرت صادق عليه السّلام رحلت فرمود ، ابو حنيفه به مؤمن الطّاق گفت : يا ابا جعفر ! امام تو وفات كرد ؟ مؤمن گفت : لكن امامك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم ، اگر امام من وفات نمود امام تو ( شيطان ) نمىميرد تا وقت معلوم . « 5 » و در مجالس المؤمنين است كه : روزى ابو حنيفه با اصحاب خود در يكى از مجالس نشسته بود كه ابو جعفر از دور پيدا شده و متوجّه جانب ايشان شد و چون ابو حنيفه را نظر بر او افتاد از روى تعصّب و عناد با اصحاب خود گفت كه : قد جاءكم الشّيطان ، يعنى شيطان به سوى شما آمد ! ابو جعفر چون اين سخن بشنيد و نزديك رسيد اين آيه را بر ابو حنيفه و اصحاب او خواند :
أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ
هامش
( 1 ) نك : الفهرست ابن النديم ، ص 264 ؛ الفهرست شيخ طوسى ، ص 132 ؛ رجال نجاشى ، ص 325 . ( 2 ) نك : معجم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 351 ؛ بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 404 ؛ الاختصاص ، ص 45 ؛ كشى ، ص 166 . ( 3 ) نك : قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 306 ؛ مجمع الرجال ، ج 6 ، ص 4 ؛ اعيان الشيعة ، ج 10 ، ص 81 . ( 4 ) الاحتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 148 ؛ قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 304 ؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 161 ؛ رجال نجاشى ، ص 326 ؛ رجعت مرحوم علامه مجلسى ، ص 116 به نقل از رجال نجاشى . ( 5 ) اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 426 ؛ قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 306 ؛ تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 436 .