تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨

فصل دوم : در بيان ورود حضرت سيد الشّهداء عليه السّلام به مكّهء معظّمه و آمدن نامه‌هاى متواترهء كوفيان براى امام انس و جان

[ ورود به مكه ]

در سابق گذشت كه خروج سيّد الشّهداء عليه السّلام از مدينه در شب يك شنبه دو روز به آخر رجب مانده بود . پس بدان كه آن حضرت در شب جمعه كه سيّم ماه شعبان بود وارد مكّه معظّمه شد و چون داخل مكّه شد ، به اين آيهء مباركه تمثّل جست .
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ .
« 1 » يعنى : چون حضرت موسى عليه السّلام متوجّه شهر مدين شد ، گفت : اميد است كه پروردگار من هدايت كند مرا به راه راست كه مرا به مقصود برساند . و از آن سوى چون وليد بن عتبه والى مدينه بدانست كه امام حسين عليه السّلام نيز به جانب مكّه شتافت كسى به طلب عبد اللّه بن عمر فرستاد كه حاضر شود براى يزيد بيعت كند . عبد اللّه در پاسخ گفت : چون ديگران تقديم بيعت كردند من نيز متابعت خواهم كرد ، چون وليد در بيعت ابن عمر نگران سود و زيانى نبود ، مصلحت به توانى ديد و او را به حال خود گذشت ، عبد اللّه بن عمر نيز طريق مكّه پيش داشت .
هامش
( 1 ) سورهء قصص ، آيهء 22 ؛ و بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 332 .