جواد عليه السّلام داخل مسجد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شد ، على بن جعفر چون نظرش بر آن حضرت افتاد بىاختيار از جاى خود برخاست و بىكفش و رداء خدمت آن حضرت دويد و دست او را بوسيد و او را تعظيم و تكريم كرد ، حضرت جواد عليه السّلام فرمود ، اى عمو ! بنشين خدا تو را رحمت كند .
عرض كرد : اى سيّد و آقاى من ! چگونه بنشينم و حال آن كه تو ايستادهاى ؟ پس چون على بن جعفر از خدمت آن حضرت مرخّص شد و آمد در مجلس خود نشست اصحابش او را سرزنش كردند و گفتند : تو اين نحو با او گرفتار مىكنى و حال آن كه عموى پدر او مىباشى ؟
فرمود : سكوت كنيد ، پس دست برد و محاسن خود را گرفت و گفت : هرگاه حقّ تعالى مرا با اين ريش اهليّت نداد از براى امامت و اين جوان را اهليّت داد و امامت را به او تفويض نمود آيا من انكار كنم فضل او را ؟ پناه مىبرم به خدا از آنچه شما مىگوييد كه احترام او را ندارم بلكه من بندهء او مىباشم . « 1 »
مؤلّف گويد كه : از ملاحظهء اين دو حديث معلوم مىشود كه اين بزرگوار چه اندازه معرفت به امام زمان خود داشته و كفاه ذلك فضلا و شرفا .
قبر اين بزرگوار مشتبه است ، آيا در قم است ؟ يا در عريض كه يك فرسخى مدينه است كه ملك آن جناب و محلّ سكناى او و ذريّهاش بوده ؟ اختلاف است ، و ما در هديّة الزّائرين آنچه متعلق به اين مقام است ذكر كرديم به آنجا رجوع شود . « 2 »
[ ابو الحسن ]
صاحب روضة الشهداء گفته : امّا على عريضى كنيتش ابو الحسن است ، عالم بزرگ بوده ، در كودكى از پدر بازمانده و از برادر خود امام موسى عليه السّلام علم آموخته و نسبت او به عريض است و آن دهى است به چهار ميل از مدينه دور ، و اولاد او بسيارند و ايشان را عريضيّون گويند ، و او را عقب از چهار پسر است : محمّد و
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 1 ، ص 322 ؛ بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 266 .
( 2 ) هدية الزائرين ، ص 174 ، ط 1243 ق .