و لكن به سبب آن افعى دچار خطر و نزديك هلاكتى .
دهم : قال عليه السّلام : اربع من كنوز البرّ :
كتمان الحاجة ، و كتمان الصّدقة ، و كتمان الوجع ، كتمان المصيبة . « 1 »
چهار چيز است كه از گنجهاى برّ و نيكويى است : كتمان حاجت ، و كتمان صدقه ، و كتمان درد ، و كتمان مصيبت .
مؤلّف گويد : در مجموعهء ورّام خبرى از احنف نقل شده كه ذكرش در اينجا مناسب است و آن چنان است كه احنف گفت : شكايت كردم به عموى خويش صعصعه وجع و درد خود را كه در دل داشتم ، و مرا سرزنش كرد ، فرمود : اى فرزند برادر ! هرگاه مصيبتى بر تو وارد شد شكايت مكن آن را به احدى مانند خودت زيرا كه آن شخصى كه به آن شكايت مىكنى يا دوست تو است ، بد حال مىشود ، و يا دشمن تو است پس مسرور مىشود ، همچنين آن دردى كه در تو است شكايت مكن آن را به مخلوقى كه مثل تو است و قدرت ندارد كه مثل آن را از خودش رفع كند تا چه رسد به ديگرى و لكن عرض كن آن را به آن كه تو را به آن مبتلا كرده است و او قدرت دارد كه آن را از تو بر طرف كند و فرجى از آن تو را كرامت فرمايد .
اى فرزند برادر ! يكى از اين دو چشم من چهل سال است كه بينايى آن رفته است و نمىبينم به آن چيزى نه بيابانى و نه كوهى ، و در اين مدت مديد مطّلع نكردهام به آن زوجهء خود را و نه احدى از اهل بيت خود را . « 2 »
فقير گويد كه : فقرهء اوّل ، مضمون اين شعر است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به آن متمثّل مىشده :
فان تسألينى كيف انت فانّنى * صبور على ريب الزّمان صليب
يعزّ علىّ ان يرى بى كأبة * فيشمت عاد او يسام حبيب « 3 »
هامش
( 1 ) تحف العقول ، ص 216 .
( 2 ) مجموعه ورّام ، ج 1 ، ص 57 .
( 3 ) ديوان منسوب امام على عليه السّلام جمع و ترتيب عبد العزيز الكرم ، ص 18 با تفاوت .