گفت : روى واپس كن ، چنان كرد .
عرض كرد : سوگند به پروردگار كعبه كه اين شمايل و خصال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ، اى فرزند ، رسول خدايت سلام رسانيد ، فرمود : مادام كه آسمان و زمين بر جاى باشد سلام بر رسول خداى باد ، و بر تو باد اى جابر كه تبليغ سلام آن حضرت نمودى ، آنگاه جابر به آن حضرت عرض كرد :
يا باقر ! انت الباقر حقّا ، انت الّذى تبقر العلم بقرا . « 1 »
و علما گفتهاند كه : آن حضرت را « باقر » گفتند لتبقّره فى العلم و هو تفجّره و توسعه [ فيه ] « 2 » چه آن حضرت شكافندهء علوم اوّلين و آخرين و دلش بحر پهناور و چشمهء جوشندهء علم و دانش بود .
در تذكرهء سبط ابن الجوزى مسطور است كه آن حضرت را باقر ناميدند از كثرت سجود آن حضرت ، بقر السّجود جبهته ؛ اى فتحها و شقّها ، يعنى گشاده كرد سجود جبين او را و قيل بغزارة علمه « 3 » يعنى بعضى گفتهاند كه آن حضرت را به سبب غزارت و كثرت علمش باقر لقب كردند .
و ابن حجر هيتمى با كثرت نصب و عنادش در صواعق محرقه گفته :
ابو جعفر محمّد الباقر عليه السّلام سمّى بذلك من بقر الارض ، اى شقّها و اثار مخبئاتها و مكامنها ، « 4 » فلذلك هو اظهر من مخبئات كنوز المعارف و حقائق الاحكام و اللّطائف ما لا يخفى الّا على منطمس البصيرة ، او فاسد الطّويّة و السّريرة ، و من ثمّ قيل [ فيه : ] هو باقر العلم و جامعه ، و شاهر علمه و رافعه . الخ . « 5 »
هامش
( 1 ) علل الشرائع ، ص 233 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 221 - 222 به نقل از علل ؛ العوالم ، ص 56 - 57 و 20 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 222 ؛ كشف الغمة ، ج 2 ، ص 117 ؛ العوالم ، ص 22 ؛ عيون الاخبار و فنون الآثار ، ص 213 ؛ عمدة الطالب ، ص 183 ؛ الصحاح ، مادهء « بقر » ج 2 ، ص 594 .
( 3 ) تذكرة الخواص ، ص 336 .
( 4 ) مكانها . خ . ل
( 5 ) الصواعق المحرقة ، ص 210 ؛ العوالم ، ص 182 ؛ ملحقات الاحقاق ، ج 12 ، ص 161 از صواعق .