بىهوش گشت ! و اين على را هارون رشيد به قتل رسانيد .
ذكر سيّد رضىّ الدّين محمّد آوى « 1 »
كه يكى از اعقاب علىّ الحورىّ است
: همانا از اعقاب علىّ الحورىّ مىباشد سيّد جليل ، عابد نبيل ، رضى الدّين محمّد آوى النقيب ابن فخر الدّين محمّد بن رضىّ الدّين محمّد بن زيد بن الدّاعى بن زيد بن على بن الحسين بن الحسن بن ابى الحسن على بن ابى محمّد الحسن النّقيب الرّئيس ابن علىّ بن محمّد على الحورىّ بن حسن بن على اصغر بن الإمام زين العابدين عليه السّلام . و اين سيّد جليل صاحب مقامات عاليه و كرامات باهره است و عديل سيّد رضى الدّين بن طاووس و صديق او است و بسيار مىشود كه سيّد ابن طاووس تعبير مىكند از او در كتب خود به برادر صالح چنان كه در رسالهء مواسعه و مضايقه فرموده كه ، توجّه كردم من با برادر صالح خود محمّد بن محمّد بن محمّد قاضى آوى - ضاعف اللّه سعادته و شرّف خاتمته - از حلّه به سوى مشهد مولايمان حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ، پس بيان فرموده كه در اين سفر مكاشفات جميله و بشارات جليله براى من روى داد .
مؤلف گويد كه : از براى اين سيّد بزرگوار قصّهاى است متعلّق به دعاى عبرات « 2 » كه سيّد ابن طاووس در مهج الدّعوات « 3 » و علّامه در منهاج الصلاح به آن اشاره كردهاند و آن حكايت چنين است كه : فخر المحقّقين ، از والدش علّامه از جدّش شيخ سديد الدّين ، از سيّد مذكور روايت كرده كه آن جناب محبوس بود در نزد اميرى از امراء سلطان جرماغون مدّت طويلى در نهايت سختى و تنگى ، پس در خواب خود ديد خلف صالح منتظر را - صلوات اللّه عليه - پس گريست و گفت : اى مولاى من ! شفاعت كن در خلاص شدن من از اين گروه ظلمه .
هامش
( 1 ) در بارهء او نك : الانوار الساطعة ، ص 172 .
( 2 ) المواسعة و المضايقة ، ص 6 .
( 3 ) دعاى عبرات در مهج الدعوات ، چاپ دار الكتب الاسلاميه ، ص 403 .