تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1248

مساهمون:

ص١٢٤٨
عداوت و كين بود و سبب آن شد كه در مشهد ذى الكفل نبى عليه السّلام كه در قريه‌اى در ميان حلّه و كوفه بود مردم يهود به زيارت مىرفتند و به آن مكان شريف حمل نذور مىنمودند ، سيّد تاج الدّين بفرمود تا مردم يهود را از آن قريه ممنوع داشتند ، و در بامداد آن شب منبرى در آنجا نصب نموده نماز جمعه و جماعتى به پاى مىرفت . رشيد الدّين كه از علوّ مقام و منزلت سيّد والارتبت در حضرت سلطنت دلى پركين و خاطرى اندوهگين داشت از اين كردار بر حسد و عداوتش بر افزود پس اسباب قتل او را فراهم نمود به نحوى كه جاى ذكرش نيست . پس اين سيّد جليل را با دو پسرش شمس الدين حسين و شرف الدّين على در كنار دجله حاضر كردند بر طبق ميل رشيد خبيث اوّل دو پسرش را و پس از آن خود آن سيد جليل را به قتل رسانيدند . و اين قضيّه در ماه ذى القعده سنه هفت صد و يازده روى داد ، و بعد از قتل ايشان مردم عوام بغداد و جماعت حنابلهء شقاوت نهاد ، خباثت فطرى خويش را ظاهر كرده بدن آن سيّد جليل را پاره پاره كرده گوشتش را بخوردند ، و موهاى شريفش را كنده هر دسته از موى مباركش را به يك دينار بفروختند ، چون سلطان اين داستان بشنيد سخت خشمناك شده و از قتل او و پسرانش متأسف گرديد و بفرمود تا قاضى حنابله را به دار كشند ، جماعتى لب به شفاعت گشودند ، فرمان كرد تا واژگونه‌اش بر درازگوشى كور نشانده در بازارهاى بغداد گردش دهند و هم فرمان كرد كه بعد از آن از حنابله كسى قضاوت نكند . « 1 »

ذكر بعض اعقاب عمر بن حسن افطس بن على اصغر بن الإمام زين العابدين عليه السّلام

: از جملهء ايشان است سيّد عبد اللّه شبّر . « 2 » بدان كه از اعقاب او است سيّد جليل
هامش
( 1 ) عمدة الطالب ، ص 341 - 343 . ( 2 ) براى اطلاع بيشتر نك : فوائد الرضوية ، ص 249 ؛ روضات الجنات ، ج 4 ، ص 264 ؛ معارف الرجال ، ج 3 ؛ ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 175 ؛ هدية الاحباب ، ص 180 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1248 | الشيخ عباس القمي