تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1138

مساهمون:

ص١١٣٨
تو است . « 1 » پس موافق بعضى روايات محمّد پاى مبارك آن حضرت را بوسيد و گفت : امامت مخصوص تو است . « 2 » مؤلف گويد كه : در حديقة الشّيعه است كه : اين به جهت آن بود كه ازالهء شكوك و اوهام مستضعفان انام گردد و محمّد بن حنفيّه قدّس سرّه مىخواست كه بر آن‌هايى كه او را امام مىدانستند حقيقت و مقام و منزلت آن حضرت به ظهور رسد ، نه آن كه در امر امامت منازعت نموده و از پدر و برادر خود نشنيده ، يا شنيده و اغماض عين كرده ، چه مرتبهء او از اين عالىتر است كه اين توهّم دربارهء او رود ، چه حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وصىّ خود را خبر داد كه بعد از من تو را پسرى خواهد شد از دخترى از بنى حنيفه و من اسم و كنيت خود را به او بخشيدم « 3 » و به غير او اسم و كنيت من به ديگرى حلال نيست كه ميان كنيت و نام من جمع كند مگر قائم آل من عليه السّلام كه خليفهء دوازدهمين من است و عالم را پر از عدل و داد خواهد كرد بعد از آن كه پر شده باشد از جور و ظلم ، « 4 » لهذا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام او را محمّد نام نهاده و كنيتش را ابو القاسم كرده ، و محمّد مذكور را در علم و ورع و زهد و تقوى نظير و عديل نبود ، پس چون مىتواند بود كه از امام زمان خود غافل و طلب چيزى كه حقّ او نباشد نمايد ! ؟ و دليل بر اين معنى آن كه با وجود گواهى حجر الأسود جمعى كثير اعتقاد به امامت او داشتند و از منع او ، از آن اعتقاد ممنوع نشدند و بر همان عقيدهء فاسده ماندند بلكه تا مدّت‌ها خلقى بىاندازه در عالم بودند كه او را زنده مىدانستند ، و
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 111 ؛ الاحتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 46 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 282 ؛ الامامة و التبصرة ، ص 60 ؛ بصائر الدرجات ، ص 522 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، ج 14 ، ص 170 ؛ بخشى از آن در مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 147 . ( 2 ) حديقة الشيعة ، ج 2 ، ص 683 . ( 3 ) نك : تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 112 . ( 4 ) تبصرة العوام ، ص 178 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1138 | الشيخ عباس القمي