دور و دراز غير متناهى براى خود مهيّا كردهاند ، چون شب مىشود نزد خداوند خود بر پا مىايستند و آب ديدهء ايشان بر رويشان جارى مىگردد و تضرّع و زارى و استغاثه به پروردگار خود مىكنند و سعى مىكنند كه بدنهاى خود را از عذاب الهى آزاد كنند چون روز شد بردبارانند ، حكيمانند ، دانايانند ، نيكوكاران و پرهيزكارانند .
از عبادت مانند تير باريك شدهاند و خوف الهى ايشان را چنان تراشيده و نحيف گردانيده كه چون اهل دنيا به ايشان نظر مىكنند گمان مىكنند كه ايشان بيمارند ، و ايشان را بيمارى بدنى نيست بلكه بيمار خوف و عشق و محبّتاند ، و بعضى گمان مىبرند كه عقل ايشان به ديوانگى مخلوط شده است . و نه چنين است بلكه بيم آتش جهنّم در دل ايشان جا كرده است . « 1 »
پنجم
- در كشف الغمّه است كه حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود : وصيّت كرد مرا پدرم به اين كلمات . فرمود : اى پسر جان من ! با پنج طبقه از مردم مصاحبت مكن و سخن با ايشان مگوى و رفاقت مكن با ايشان در راه .
عرض كردم كه : فدايت شوم اين جماعت كيانند ؟
فرمود : لا تصحبنّ فاسقا فانّه يبيعك باكلة فما دونها .
يعنى : البتّه با فاسق يار مشو ، زيرا كه او تو را به يك خوراك ، يا به يك لقمه ، بلكه كمتر از آن مىفروشد .
عرض كردم : اى پدر ! و كمتر از آن چيست ؟
فرمود به طمع لقمه تو را مىفروشد لكن به آن نمىرسد .
گفتم : اى پدر ! دوّم كيست ؟
فرمود : با بخيل مصاحبت مكن ، زيرا كه تو را محروم مىنمايد از مالش در وقتى كه نهايت احتياج به آن دارى .
عرض كردم : سيّم كيست ؟
فرمود : با كذّاب مصاحبت مكن ، زيرا كه او به منزلهء سراب است دور مىكند از
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 43 ؛ الكافى ، ج 2 ، ص 107 .