حضرت فرمود : هرگاه به تو واگذار كنند كه براى خود چيزى خواهش و تمنّا نمايى چه تمنّا خواهى كرد ؟
گفت : تمنّا كنم كه حقّ تعالى روزى فرمايد مرا تقيّه در دين و قضاى حقوق اخوان مؤمنين .
فرمود : چه شد تو را كه خواهش نمىكنى ولايت ما اهل بيت را ؟
عرض كرد : به جهت آن است كه اين را حقّ تعالى به من عطا فرموده و آن را عطا نفرموده ، پس من شكر مىكنم خدا را بر آن نعمت كه به من داده و مسألت مىكنم از او آنچه را كه به من نداده .
حضرت فرمود به او : احسنت و امر فرمود كه دو هزار درهم به او دهند و فرمود كه : اين را صرف كن در « مازو » ( يعنى : مازو بخر ) و آن را سرمايهء خود كرده به آن تجارت كن . « 1 »
سوّم
- روى عنه عليه السّلام قال : عجبت لمن يحتمى من الطّعام لمضرّته ، كيف لا يحتمى من الذّنب لمعرّته ؟ « 2 » يعنى : آن حضرت فرمود : عجب دارم من از آن كس كه پرهيز از طعام مىكند به جهت آن كه مبادا به او ضرر رساند ، چگونه پرهيز از گناه نمىكند كه مبادا بدى و جزاى بد به او عايد گردد . ؟ !
مؤلّف گويد كه : اين كلمهء شريفه شبيه است به فرمايش حضرت امام حسن عليه السّلام :
عجبت لمن يتفكّر فى مأكوله ، كيف لا يتفكّر فى معقوله . « 3 »
و اين فرمايش از روى فرمايش پدر بزرگوارش حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است كه فرموده :
« ما لي ارى النّاس اذا قرّب اليهم الطّعام ليلا تكلّفوا انارة المصابيح ليبصروا ما يدخلون
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 415 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 159 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 319 .
( 3 ) بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 218 ، ح 43 .