تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1064

مساهمون:

ص١٠٦٤
سوگوارى و عزادارى بر وجهى سلوك كنند كه زبان نواصب دراز نشود و اقتصار بر واجبات و مستحبّات كرده از استعمال محرّمات از قبيل غناء كه غالبا نوحه‌هاى لطمه خالى از آن نيست ، و از اكاذيب « 1 » مفتعله ، « 2 » و حكايات ضعيفهء مظنونة الكذب كه در جمله‌اى از كتب غير معتبره بلكه نقل از كتبى كه مصنّف آن‌ها از متدينين اهل علم و حديث نيست احتراز نمايند و شيطان را در اين عبادت بزرگ كه اعظم شعائر اللّه است راه ندهند و از معاصى كثيره كه روح عبادت را مىبرد بپرهيزند خصوصا ريا و كذب و غناء كه در اين عمل سارى و جارى شده است و كمتر كسى از او مصون است . و صواب چنان است كه در اين مقام چند خبرى در بزرگى عقاب هر يك مذكور شود ، شايد اگر كسى خداى نخواسته مبتلا باشد مرتدع « 3 » شود .

[ ذكر چند گناه كه بايد در مراثى از آن اجتناب شود ]

امّا ريا :

پس در كتاب و سنّت آيات و اخبار بسيار وارد شده بر مذمّت و وعيد بر آن ، و در حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه ادنى ريا شرك است . و نيز از آن حضرت مروى است كه : آتش و اهل آتش صيحه و فغان مىكشند از اهل ريا ، عرضه داشتند : يا رسول اللّه ، آتش نيز به فغان مىآيد ؟ فرمود : بلى از حرارت آتشى كه رياكاران به آن معذّب باشند . و نيز فرمود كه : ريا كار را روز قيامت به چهار نام ندا مىكنند ، مىگويند : اى كافر ، اى فاجر ، اى غادر ، اى خاسر ، گمراه شد كوشش تو و باطل شد اجر تو و نصيبى نيست تو را ، بطلب مزد خود را از كسى كه از براى او علم مىكردى ، اى خدعه‌كننده . « 4 » و نيز فرموده كه : بهشت تكلّم كرد و گفت بدرستى كه من حرامم بر هر كه بخيل و
هامش
( 1 ) اكاذيب : جمع كذب به معنى دروغ . ( 2 ) مفتعله : ساختگى . ( 3 ) از كردهء خويش بازگردد . ( 4 ) بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 303 .