و هم در تهذيب مروى است كه خالد بن سدير از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كرد كه چگونه است آدمى بر پدر يا مادر يا برادر يا قريبى ديگر شقّ ثوب كند ؟
فرمود : باكى نيست در شقّ جيوب ، بدرستى كه موسى بن عمران بر برادرش شقّ ثوب كرد . و در ذيل حديث مىفرمايد :
و لقد شققن الجيوب و لطمن الخدود الفاطميّات على الحسين بن علىّ عليهما السّلام ، و على مثله تلطم الخدود ، و تشقّ الجيوب . « 1 »
و در چند روايت وارد شده كه بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام يك زن از زنان بنى هاشم خضاب نكرد و سرمه نكشيد و شانه نزد و در خانههاى ايشان دود از مطبخ بلند نشد تا پنج سال كه عبيد اللّه بن زياد لعين كشته شد و سر نحس او را مختار براى ايشان روانه كرد . « 2 »
ابن اثير و بسيارى از علماى عامّه و اهل سير نقل كردهاند كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از غزوهء احد مراجعت كرد به مدينه صداى نوحهء زنان انصار را بر كشتگانشان شنيد فرمود : لكنّ حمزة لا بواكى له . يعنى : كشتگان انصار گريهكننده دارند و لكن حمزه گريهكننده ندارد ، انصار چون اين شنيدند و دانستند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دوست دارد گريستن بر عموى بزرگوارش را امر كردند زنان را كه بر حمزه ندبه كنند پيش از ندبه كردن بر كشتگان خود . « 3 »
واقدى گفته كه : اين عادتى شد بر اهل مدينه كه در هر مصيبت ابتدا مىكنند به گريهء بر حمزه تاكنون . « 4 »
و معلوم است محبّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با حمزه بيش از محبّت با سيّد الشّهداء عليه السّلام نبوده و اگر گريه بر او مأمور به باشد ، البتّه ، بلكه به طريق اولى گريه
هامش
( 1 ) التهذيب ، ج 8 ، ص 325 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 286 .
( 3 ) كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 163 ، ط بيروت . به نقل از شفاء الصدور ، ج 2 ، ص 301 .
( 4 ) نك : به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 15 ، ص 42 به نقل از شفاء الصدور ، ج 2 ، ص 301 .