تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1040

مساهمون:

ص١٠٤٠
كرده ، پس از آن فرموده كه : من خود در طهران قطعهء الماس كوچكى ديدم كه به قدر نصف عدس بيش نيست و در باطن او بر وجهى كه هر كه ببيند قطع مىكند كه به صناعت نيست منقوش بود لفظ مبارك على به ياء معكوس با كلمهء كوچكى كه ظاهرا لفظ يا باشد كه مجموع « يا على » بشود . و از اين قبيل قصص در سير و تواريخ بسيار است . و در جمله‌اى از كتب عامّه است كه در شب قتل حضرت حسين عليه السّلام شنيدند قائلى مىگفت : ايّها القاتلون جهلا حسينا الخ . « 1 » و در چند حديث است كه چون امام حسين عليه السّلام شهيد شد ، آسمان خون باريد . و هم وارد شده كه آسمان سياه شد به حدّى كه ستاره‌ها در روز پديدار شد و سنگى برداشته نشد مگر اين كه خون تازه زيرا او ديده شد . و در روايت ابن حجر است : آسمان هفت روز بگريست و سرخ شد . و ابن جوزى از ابن سيرين نقل كرده كه : دنيا تا سه روز تاريك بود و بعد از او سرخى در آسمان پيدا شد . « 2 » و در ينابيع المودّة از جواهر العقدين سمهودى روايت كرده كه : جماعتى به عزاى روميان رفته بودند و در كنيسه‌اى يافتند كه نوشته بود : أ ترجو امّة قتلت حسينا الخ . پرسيدند كه نويسندهء اين كيست ؟ گفتند : ندانيم . « 3 » و هم در آن كتاب از مقتل ابى مخنف روايت كرده قضاياى عديده از نوحه و مرثيهء جنيان در بين طريق اهل بيت عليهم السّلام از كوفه به شام . و نقل كرده كه چون به دير راهب رسيدند ، لشكر سر مبارك را بر رمحى نصب كردند آواز هاتفى شنيدند كه مىگفت :
و اللّه ما جئتكم حتّى بصرت به * بالطفّ منعفر الخدّين منحورا و حوله فتية تدمى نحورهم * مثل المصابيح يغشون الدّجى نورا
هامش
( 1 ) نك : الارشاد ، ج 2 ، ص 129 ؛ مناقب ، ج 4 ، ص 63 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 199 ، 123 . ( 2 ) تذكرة الخواص ، ص 274 . ( 3 ) ينابيع المودة ، ص 331 و چاپ جديد ، ج 3 ، ص 45 .