و هم مرثيهء ايشان را به اين كلمات :
مسح النّبىّ جبينه و له بريق فى الخدود * ابواه من عليا قريش جدّه خير الجدود
در تذكرهء سبط و غيره مسطور است و هم در تذكرهء سبط است كه : محمّد بن سعد در طبقات گفته كه اين حمرت در آسمان ديده نمىشود قبل از كشتن حضرت حسين عليه السّلام . و از ابو الفرج جدّ خود در كتاب تبصره نقل كرده كه چون حالت غضبان آن است كه هنگام غضب گونهء او سرخ مىشود و اين سرخى دليل غضب و امارهء سخط او است و خداى تعالى از جسمانيّت و عوارض اجسام منزّه است ، اثر غضب خود را در كشتن حضرت حسين عليه السّلام به حمرت افق اظهار كرد و اين دليل بزرگى آن جنايت است . « 1 »
و در جملهاى از روايات عامّه است كه بعد از شهادت سيّد مظلوم عليه السّلام دو ماه ، و اگر نه سه ماه ديوارها چنان بودند كه گفتى ملطّخ به خون بودند . و از آسمان بارانى آمد كه اثر وى در جامهها مدتى باقى ماند . « 2 »
و ابراهيم بن محمّد بيهقى در كتاب محاسن و مساوى - كه در زياده از هزار سال است آن كتاب نوشته شده - گفته كه : محمّد بن سيرين گفته كه : ديده نشد اين حمرت در آسمان مگر بعد از قتل امام حسين عليه السّلام . « 3 » و حيض نشد زنى در روم تا چهار ماه مگر آن كه پيسى اندام فرا گرفت او را ، پس نوشت پادشاه روم به پادشاه عرب كه كشتهايد شما پيغمبر يا پسر پيغمبر را . انتهى . « 4 »
هم از ابن سيرين منقول است كه سنگى يافتند پانصد سال قبل از بعثت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بر او به سريانيّه مكتوب بود چيزى كه ترجمهاش به عربيّه اين است :
هامش
( 1 ) تذكرة الخواص ، ص 273 .
( 2 ) و نيز نك : دلائل النبوة بيهقى ، ج 6 ، ص 471 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 312 ؛ تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ص 244 - 295 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 431 .
( 3 ) نك : الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 132 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 429 . كشف الغمه ، ج 2 ، ص 9 ؛ تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ص 245 ، 298 .
( 4 ) المحاسن و المساوى ، ص 63 .