مدارا كوچ مىداد و از هر جهت مراعات ايشان مىنمود تا به مدينه رسانيد . « 1 »
[ پاداش همراهى خوب ]
و قرمانى در اخبار الدّول نقل كرده كه نعمان بن بشير با سى نفر اهل بيت را حركت دادند به همان طريق كه يزيد دستور داده بود تا به مدينه رسيدند . پس فاطمه بنت امير المؤمنين عليه السّلام به خواهرش جناب زينب عليها السّلام گفت كه : اين مرد به ما احسان كرد ، آيا ميل داريد كه ما در عوض احسان او چيزى به او بدهيم ؟
جناب زينب عليها السّلام فرمود كه : ما چيزى نداريم به او عطا كنيم جز حلّى خود ، پس بيرون كردند دستبرنجن و دو بازوبندى كه با ايشان بود و براى نعمان فرستادند و عذر خواهى از كمى آن نمودند . او ردّ كرد جميع را و گفت : اگر اين كار را من براى دنيا كرده بودم همينها مرا كافى بود و بدان خشنود بودم ، و لكن و اللّه من احسان نكردم به شما مگر براى خدا و قرابت شما با حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . « 2 »
[ آيا كاروان حسينى اولين اربعين به كربلا آمد ؟ ]
سيّد ابن طاووس ( ره ) نقل فرموده : زمانى كه عيالات حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام از شام به مدينه مراجعت مىكردند به عراق رسيدند ، به دليل راه فرمودند كه ما را از كربلا ببر ، پس ايشان را از راه كربلا سير دادند ، چون به سر تربت پاك حضرت سيّد الشهداء - عليه آلاف التّحية و الثّناء - رسيدند جابر بن عبد اللّه را با جماعتى از طايفهء بنى هاشم و مردانى از آل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را يافتند كه به زيارت آن حضرت آمده بودند ، پس در يك وقتى به آنجا رسيدند كه يكديگر را ملاقات نمودند و بناى نوحه و زارى و لطمه و تعزيهدارى را گذاشتند و زنان قبايل عرب كه در آن اطراف بودند جمع شدند و چند روز اقامهء ماتم و عزادارى نمودند . « 3 »
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 122 .
( 2 ) اخبار الدول و آثار الأول ، ج 1 ، ص 324 .
( 3 ) الملهوف ، ص 225 .