خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كنى تا ايشان را به حرم جدّشان برساند .
يزيد لعين گفت : امّا ديدار سر پدر هرگز از براى تو ميسّر نخواهد شد ، و امّا كشتن تو را پس من عفو كردم و از تو گذشتم و زنان را جز تو كسى به مدينه نخواهد برد ، و امّا آنچه از شما به غارت ربوده شده من از مال خود به اضعاف قيمت آن عوض مىدهم .
حضرت فرمود : ما از مال تو بهره نخواستهايم ، مال تو از براى تو باشد ، ما اموال خويش را خواستهايم از بهر آن كه بافتهء فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مقنعه و گلوبند و پيراهن او در ميان آنها بوده .
يزيد امر كرد تا آن اموال منهوبه را به دست آوردند و ردّ كردند ، و دويست دينار هم به زياده از مال خود داد ، حضرت آن زر را بگرفت و بر مردم فقرا و مساكين قسمت كرد . « 1 »
و علّامهء مجلسى و ديگران نقل كردهاند كه ، يزيد اهل بيت رسالت عليهم السّلام را طلبيد و ايشان را ميان ماندن در شام با حرمت و كرامت و برگشتن به سوى مدينه با صحّت و سلامت مخيّر گردانيد ، گفتند : اوّل مىخواهيم ما را رخصت دهى كه به ماتم و تعزيهء آن امام مظلوم قيام نماييم ، گفت : آنچه خواهيد بكنيد ، خانهاى براى ايشان مقرّر كرد ، و ايشان جامههاى سياه پوشيدند ، و هر كه در شام بود از قريش و بنى هاشم در ماتم و زارى و تعزيت و سوگوارى با ايشان موافقت كردند و تا هفت روز بر آن جناب ندبه و نوحه و زارى كردند .
و در روز هشتم ايشان را طلبيد نوازش و عذر خواهى نمود و تكليف ماندن شام كرد ، چون قبول نكردند محملهاى مزيّن براى ايشان ترتيب داده و اموال براى خرج ايشان حاضر كرد و گفت : اينها عوض آنچه به شما واقع شده .
جناب امّ كلثوم عليها السّلام فرمود : اى يزيد ! چه بسيار كم حيايى ، برادران و اهل بيت مرا كشتهاى كه جميع دنيا برابر يك موى ايشان نمىشود و مىگويى اينها عوض
هامش
( 1 ) نيز نك : ملهوف ، ص 223 .