تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1008

مساهمون:

ص١٠٠٨

[ مدفن سر امام حسين عليه السّلام ]

مترجم « 1 » گويد : بدان كه در مدفن سر مبارك حضرت سيّد الشّهداء - عليه آلاف التّحية و الثّناء - ، خلاف ميان عامّه بسيار است و ذكر اقوال ايشان فايده‌اى ندارد ، و مشهور ميان علماى شيعه آن است كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام به كربلا آورد با سر ساير شهدا ، و در روز اربعين به بدن‌ها ملحق گردانيد ، و اين قول به حسب روايات بسيار بعيد مىنمايد . و احاديث بسيار دلالت مىكند بر آن كه مردى از شيعيان آن سر مبارك را دزديد و آورد در بالاى سر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام دفن كرد ، و به اين سبب در آنجا زيارت آن حضرت سنّت است . و اين روايت دلالت كرد كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن سر گرامى را با خود برد . « 2 » و در آن شكّى نيست كه آن سر و بدن به اشرف اماكن منتقل گرديده ، و در عالم قدس به يكديگر ملحق شده هر چند كيفيّت آن معلوم نباشد . ( تمام شد كلام علّامهء مجلسى ( ره ) ) . « 3 » فقير گويد : كه آنچه در آخر خبر مروى از اعمش است كه « عمر سعد در راه رى هلاك شد » درست نيايد چه آن كه آن ملعون را ، مختار در منزل خودش در كوفه به قتل رسانيد و مستجاب شد دعاى مولاى ما امام حسين عليه السّلام در حقّ او : و سلّط عليك من يذبحك بعدى على فراشك . ابو حنيفهء دينورى از حميد بن مسلم روايت كرده كه گفت : عمر سعد رفيق و دوست من بود ، پس از آمدنش از كربلا و فراغتش از قتل حسين عليه السّلام به ديدنش رفتم
هامش
( 1 ) منظور علامه مجلسى است در جلاء العيون . ( 2 ) فقير گويد كه : قول يزيد به حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام كه هرگز نخواهى ديد سر پدرت را ، چنانچه بعد از اين خواهد آمد تأييد مىكند اين روايت را . ( مؤلّف رحمه اللّه ) ( 3 ) جلاء العيون ، ص 746 - 748 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 144 .