لأهلّوا و استهلّوا فرحا * ثمّ قالوا : يا يزيد ! لا تشل
و با چوبى كه در دست دارى بر دندانهاى ابو عبد اللّه عليه السّلام ، سيّد جوانان اهل بهشت مىزنى ، و چرا اين بيت را نخوانى و حال آن كه دلهاى ما را مجروح و زخمناك كردى و اصل و بيخ ما را بريدى از اين جهت كه خون ذرّيهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ريختى و سلسلهء آل عبد المطّلب را كه ستارگان روى زمينند گسيختى . و مشايخ خود را ندا مىكنى و گمان دارى كه نداى تو را مىشنوند ، و البتّه زود باشد كه به ايشان ملحق شوى و آرزو كنى كه شل بودى و گنگ « 1 » بودى و نمىگفتى آنچه را كه گفتى و نمىكردى آنچه را كه كردى ، لكن آرزو سودى نكند . آنگاه حقّ تعالى را خطاب نمود و عرض كرد : بار الها ! بگير حقّ ما را و انتقام بكش از هر كه با ما ستم كرد ، و نازل گردان غضب خود را بر هر كه خون ما ريخت و حاميان ما را كشت .
پس فرمود : هان اى يزيد ! قسم به خدا كه نشكافتى مگر پوست خود را ، و نبريدى مگر گوشت خود را ، و زود باشد كه بر رسول خدا وارد شوى در حالتى كه متحمّل باشى وزر ريختن خون ذريّهء او را و هتك حرمت عترت او را در هنگامى كه حقّ تعالى جمع مىكند پراكندگى ايشان را و مىگيرد حقّ ايشان را « و گمان مبر البتّه آنان را كه در راه خدا كشته شدند مردگانند بلكه ايشان زنده و در راه پروردگار خود روزى مىخورند » . « 2 »
و كافى است تو را خداوند از جهت داورى ، و كافى است محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تو را براى مخاصمت و جبرئيل براى يارى او و معاونت .
و زود باشد كه بداند آن كسى كه تو را دستيار شد و بر گردن مسلمانان سوار كرد و خلافت باطل براى تو مستقر گردانيد و چه نكوهيده بدلى براى ظالمين هست ، و خواهيد دانست كه كدام يك از شما مكان او بدتر و ياور او ضعيفتر است . و اگر دواهى روزگار مرا بازداشت كه با تو مخاطبه و تكلّم كنم ، همانا من قدر تو را كم
هامش
( 1 ) گنگ : لال .
( 2 ) سورهء آل عمران ، آيهء 169 .