تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 988

مساهمون:

ص٩٨٨
كرامت خود افزودى ؟ و قربت خود را در حضرت يزدان به زيادت كردى ؟ كه از اين جهت آغاز تكبّر و تنمّر « 1 » نمودى و بر خويشتن بينى بيفزودى « 2 » و يك باره شاد و فرحان شدى كه مملكت دنيا بر تو گرد آمد و سلطنت ما از بهر تو صافى گشت ؟ نه چنين است اى يزيد ، عنان باز كش و لختى به خود باش ! مگر فراموش كردى فرمايش خدا را كه فرموده : البته گمان نكنند آنان كه كفر ورزيدند كه مهلت دادن ما ايشان را بهتر است از براى ايشان همانا مهلت داديم ايشان را تا بر گناه خود بيفزايند و از براى ايشان است عذابى مهين . « 3 » آيا از طريق عدالت است اى پسر طلقا ! كه زنان و كنيزان خود را در پس پرده‌دارى و دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را چون اسيران شهر به شهر بگردانى ؟ ! همانا پردهء حشمت و حرمت ايشان را هتك كردى و ايشان را از پرده بر آوردى و در منازل و مناهل « 4 » به همراهى دشمنان كوچ دادى و مطمح نظر هر نزديك و دور و وضيع و شريف « 5 » ساختى در حالتى كه از مردان و پرستاران ايشان كسى با ايشان نبود . و چگونه اميد مىرود كه نگاهبانى ما كند كسى كه جگر آزادگان را بخايد « 6 » و از دهان بيفكند و گوشتش به خون شهيدان برويد و نمو كند ، ( كنايه از آن كه از فرزند هند جگرخواره چه توقّع بايد داشت و چه بهره توان يافت ؟ ) و چگونه درنگ خواهد كرد در دشمنى ما اهل بيت كسى كه بغض و كينهء ما را از بدر و احد در دل دارد و هميشه به نظر دشمنى ما را نظر كرده پس بدون آن كه جرم و جريرتى بر خود دانى و بى آن كه امرى عظيم شمارى شعرى بدين شناعت مىخوانى :
هامش
( 1 ) تنمر : پلنگ دماغى . ( 2 ) كنايه از خودبينى و نخوت است . ( 3 ) سورهء آل عمران ، آيهء 178 . ( 4 ) مناهل : جمع منهل : محل آب برداشتن . ( 5 ) وضيع : فرومايه . شريف : عالى قدر . ( 6 ) خاييدن : جويدن .