بر اهل كوفه زد و فرمود :
يا اهل الكوفه ! انّ الصّدقة علينا حرام .
دست از بذل اين اشياء بازگيريد كه صدقه بر ما اهل بيت روا نيست .
زنان كوفيان از مشاهدهء اين احوال زار زار مىگريستند .
امّ كلثوم سر از محمل بيرون كرد ، فرمود : اى اهل كوفه ! مردان شما ما را مىكشند و زنان شما بر ما مىگريند ! خدا در روز قيامت ما بين ما و شما حكم فرمايد .
هنوز اين سخن در دهان داشت كه صداى ضجّه و غوغا برخاست و سرهاى شهدا را بر نيزه كرده بودند آوردند ، و از پيش روى سرها سر حسين عليه السّلام را حمل مىدادند و آن سرى بود تا بنده و درخشنده ، شبيهترين مردم به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و محاسن شريفش سياهيش مانند شبه « 1 » مشگى بود و بن موها سفيد بود زيرا كه خضاب از عارض آن حضرت جدا شده بود و طلعتش چون ماه مىدرخشيد ، و باد محاسن شريفش را از راست و چپ جنبش مىداد ، زينب را چون نگاه به سر مبارك افتاد جبين خود را بر چوب مقدّم محمل زد چنانچه خون از زير مقنعهاش فرو ريخت ، و از روى سوز دل با سر خطاب كرد و اشعارى فرمود كه صدر آن اين بيت است :
يا هلالا ! لمّا استتمّ كمالا * غاله خسفه فأبدى غروبا ( الخ ) « 2 »
مؤلف گويد : كه ذكر محامل و هودج در غير خبر مسلم جصّاص نيست ، و اين خبر را گرچه علامه مجلسى نقل فرموده لكن مأخذ نقل آن منتخب طريحى و كتاب نور العين است كه حال هر دو كتاب بر اهل فنّ حديث مخفى نيست ، و نسبت شكستن سر به جناب زينب عليها السّلام و اشعار معروفه نيز بعيد است از آن مخدّره كه عقيله هاشميّين ، و عالمه غير معلّمه و رضيعهء ثدى نبوّت ، و صاحب مقام رضا و
هامش
( 1 ) شبه مهره سياه است معرّبش سبج است .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 114 .