فصل سوم : در بيان ورود اهل بيت عليهم السّلام به كوفه و ذكر خبر مسلم جصّاص
[ حمل سر شهدا پيش روى اهل بيت ]
چون ابن زياد را خبر رسيد كه اهل بيت عليهم السّلام به كوفه نزديك شدهاند ، امر كرد سرهاى شهدا را كه ابن سعد از پيش فرستاده بود بازبرند و پيش روى اهل بيت سر نيزهها نصب كنند و از جلو حمل دهند و به اتّفاق اهل بيت به شهر در آوردند و در كوچه و بازار بگردانند تا قهر و غلبه و سلطنت يزيد بر مردم معلوم گردد و بر هول و هيبت مردم افزوده شود . و مردم كوفه چون از ورود اهل بيت عليهم السّلام آگهى يافتند از كوفه بيرون شتافتند .
مرحوم محتشم در اين مقام فرموده :
چون بىكسان آل نبى در بدر شدند * در شهر كوفه ناله كنان نوحهگر شدند
سرهاى سروران همه بر نيزه و سنان * در پيش روى اهل حرم جلوهگر شدند
از نالههاى پردگيان ساكنان عرش * جمع از پى نظاره بهر رهگذر شدند
بىشرم امّتى كه نترسيد از خدا * بر عترت پيمبر خود پرده در شدند
دست از جفا نداشته بر زخم اهل بيت * هر دم نمك فشان به جفاى دگر شدند
از مسلم گچكار روايت كردهاند كه گفت : عبيد اللّه بن زياد مرا به تعمير دار الأمارة گماشته بود ، هنگامى كه دست در كار بودم كه ناگاه صيحه و هياهويى عظيم از طرف محلّات كوفه شنيدم ، پس به آن خادمى كه نزد من بود گفتم كه : اين فتنه و آشوب در كوفه چيست ؟