تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧
اين بگفت و اجازت حاصل كرد و به ميدان شتافت و اين رجز خواند :
كيف يرى الكفّار ضرب الاسود * بالسّيف ضربا عن بنى محمّد اذبّ عنهم باللّسان و اليد * ارجو به الجنّة يوم المورد
و بيست و پنج نفر را به خاك هلاك افكند تا شهيد شد . و در بعض مقاتل است كه حضرت امام حسين عليه السّلام بيامد و بر سر كشتهء او ايستاد و دعا كرد : بار الها ، روى جون را سفيد گردان ، و بوى او را نيكو كن ، و او را با ابرار محشور گردان ، و در ميان او و محمّد و آل محمّد عليهم السّلام شناسايى ده و دوستى بيفكن . « 1 » و روايت شده : گاهى كه مردمان براى دفن شهدا حاضر شدند جسد جون را بعد از ده روز يافتند كه بوى مشك از او ساطع بود . رضوان اللّه عليه . « 2 »

حجّاج بن مسروق

مؤذّن حضرت امام حسين عليه السّلام به ميدان آمد و رجز خواند :
اقدم « 3 » حسينا هاديا مهديّا * فاليوم تلقى جدّك النّبيّا ثمّ اباك ذال النّدى عليّا * ذاك الّذى نعرفه وصيّا
و بيست و پنج نفر به خاك هلاك افكند ، پس شهيد شد . « 4 » رحمة اللّه عليه .

شهادت جوانى پدر كشته قدّس سرّه :

جوانى در لشكر حضرت بود كه پدرش را در معركه ، كوفيان كشته بودند . مادرش با او بود و او را خطاب كرد كه اى پسرك من ! از نزد من بيرون شو و در پيش
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 45 ، ص 22 . ( 2 ) بحار الانوار ، ج 45 ، ص 22 . ( 3 ) فدتك نفسى ( خ . ل ) . ( 4 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 25 .