شهادت غلام تركى :
گفته شد كه : حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام را غلام تركىّ بود در نهايت صلاح و سداد و قارى قرآن بود ، در روز عاشورا آن غلام با وفا خود را بر صف سپاه مخالفان زد و رجز خواند :
البحر من طعنى و ضربى يصطلى * و الجوّ من سهمى و نبلى يمتلى
اذا حسامى فى يمينى ينجلى * ينشقّ قلب الحاسد المبجّل
پس حمله كرد و بسيارى از مخالفان را به درك فرستاد ، و بعضى گفتهاند هفتاد نفر از آن سياه رويان را به خاك هلاك افكند و آخر به تيغ ظلم و عدوان بر زمين افتاد ، حضرت امام حسين عليه السّلام بالاى سرش آمد و بر او بگريست و روى مبارك خود را بر روى آن سعادتمند گذاشت . آن غلام چشم بگشود و نگاهش به آن حضرت افتاد و تبسّمى كرد و مرغ روحش به بهشت پرواز نمود .
شهادت عمرو بن قرظة « 1 »
بن كعب انصارى خزرجى :
عمرو بن قرظة از براى جهاد قدم مردى در پيش نهاد و از حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام رخصت طلبيد و به ميدان رفت و رجز خواند :
قد علمت كتيبة الانصار * انّى سأحمي حوزة الذّمار « 2 »
ضرب غلام غير نكس شار * دون حسين مهجتى و دارى
و به تمام شوق و رغبت كارزار نمود تا جمعى از لشكر ابن زياد را به جهنم فرستاد و هر تير و شمشيرى كه به جناب امام حسين عليه السّلام مىرسيد او به جان خود مىخريد ، و تا زنده بود نگذاشت كه شرّ و بدى به آن حضرت برسد . تا آن كه از
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 45 ، ص 30 .
( 2 ) ذمار ( بالكسر ) . آن كه سزاوار بود نگاهداشت آن بر مرد ، يقال : حامى الذّمار . و حوزه يعنى ناحيه و ميانهء ملك .
مؤلّف رحمة اللّه .