كه از جملهء آنها است كتاب قضايا امير المؤمنين عليه السّلام ، روايت مىكند آن را از پدرش ابو الجعد احمد بن عامر . و شيخ نجاشى روايت كرده از عبد اللّه بن احمد مذكور كه گفت : پدرم متولّد شد سنهء صد و پنجاه و هفت ، و ملاقات كرد شيخ ما حضرت رضا عليه السّلام را در سنهء صد و نود و چهار ، و وفات كرد حضرت رضا عليه السّلام در طوس سنهء دويست و دو ، روز سه شنبه هيجدهم جمادى الأولى . و من ملاقات كردم حضرت ابو الحسن ابو محمّد عليهما السّلام را ، و پدرم مؤذّن آن دو بزرگوار بود الخ . « 1 » پس معلوم شد كه ايشان بيت جليلى بودهاند از شيعه قدّس اللّه ارواحهم .
مسلم بن كثير ازدىّ كوفى تابعى . گويند از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بوده و در ركاب آن حضرت در بعضى حروب زخمى به پايش رسيده بود و خدمت سيّد الشّهداء عليه السّلام از كوفه به كربلاء مشرف شده در روز عاشورا ، در حملهء اولى شهيد شد و نافع مولاى او بعد از نماز ظهر شهيد گرديد .
زهير بن سليم ازدى . و اين بزرگوار از همان سعادتمندان است كه در شب عاشورا به اردوى همايون حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام ملحق شدند .
عبد اللّه و عبيد اللّه پسران يزيد بن ثبيط عبدىّ بصرىّ . « 2 »
ابو جعفر طبرى روايت كرده كه جماعتى از مردم شيعهء بصره جمع شدند در منزل زنى از عبد القيس - كه نامش ماريه بنت منقذ و از شيعيان بود و منزلش مجمع شيعه بود - و اين در اوقاتى بود كه عبيد اللّه بن زياد به كوفه رفته بود و خبر به او رسيده بود از اقبال و توّجه امام حسين عليه السّلام به سمت عراق ، ابن زياد نيز راهها را گرفته و به عامل خود در بصره نوشته بود كه براى ديدبانها ، جايى درست كنند و ديدبان در آن قرار دهند و راهها را پاسبانان گذارند كه مبادا كسى ملحق به آن حضرت شود .
پس يزيد بن ثبيط كه از قبيلهء عبد القيس و از آن جماعت شيعه بود كه در خانهء آن
هامش
( 1 ) رجال نجاشى ، ص 229 ت 606 .
( 2 ) ثبيط به تقديم المثلثة على الموحّدة مصغّرا [ و در تاريخ طبرى : نبيط ] .