لشكر آن حضرت در كوفه بوده .
سوّار بن ابى عمير النّهمى . « 1 » در حملهء اولى مجروح در ميان كشتگان افتاد . او را اسير كردند به نزد عمر سعد بردند . عمر خواست او را بكشد قوم او شفاعتش كردند . او را نكشت لكن به حال اسيرى و مجروح بود تا شش ماه پس از آن وفات كرد . مانند موقّع بن ثمامه كه او نيز مجروح افتاده بود قوم او او را به كوفه بردند و مخفى كردند . ابن زياد مطّلع شد ، فرستاد تا او را بكشند قوم از بنى اسد شفاعتش كردند او را نكشت لكن او را در قيد آهن كرده فرستاد او را به زاره ( موضعى به عمّان ) موقّع از زحمت جراحتها مريض بود تا يك سال پس از آن در همان زاره وفات فرمود .
و اشاره به او كرده كميت اسدى ، در اين مصرع : و انّ ابو موسى اسير مكبّل .
( ابو موسى كنيهء موقّع است ) .
و بالجمله در زيارت شهدا است : السّلام على الجريح الماسور سوّار بن ابى عمير النّهمى .
عمّار بن ابى سلامة الدّالانى الهمدانى . از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام و از مجاهدين در خدمتش به شمار رفته ، بلكه بعضى گفتهاند كه او حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نيز درك كرده .
زاهر مولى عمرو بن الحمق « 2 » جدّ محمّد بن سنان زاهرى « 3 » در سنهء شصتم به حجّ مشرّف شده و به شرف مصاحبت حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام نايل شده و در خدمتش بود تا در روز عاشورا در حملهء اولى شهيد گشت .
از قاضى نعمان مصرى مروى است كه چون عمرو بن الحمق از ترس معاويه
هامش
( 1 ) در بعضى منابع : فهمى .
( 2 ) نك : مناقب ، ج 4 ، ص 113 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 72 .
( 3 ) وى از امام رضا عليه السّلام و امام جواد عليه السّلام روايت مىكند نك : معجم رجال الحديث ، ج 6 ، ص 151 ؛ رجال نجاشى ، ص 328 .