گريخت به جانب جزيره و مردى از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام كه نامش زاهر بود با او همراه بود ، چون مار عمرو را گزيد بدنش ورم كرد ، زاهر را فرمود كه : حبيبم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا خبر داده كه شركت مىكند در خون من جنّ و انس و ناچار من كشته خواهم گشت . در اين وقت اسب سوارانى كه در جستجوى او بودند ظاهر شدند عمرو به زاهر فرمود كه تو خود را پنهان كن اين جماعت به جستجوى من مىآيند و مرا مىيابند و مىكشند و سرم را با خود مىبرند و چون رفتند تو خود را ظاهر كن و بدن مرا از زمين بردار و دفن كن . زاهر گفت : تا من تير در تركش دارم با ايشان جنگ مىكنم تا آنگاه با تو كشته شوم ، عمرو فرمود : آنچه من مىگويم بكن كه در امر من نفع مىدهد خدا تو را . زاهر چنان كرد كه عمرو فرموده بود و زنده بماند تا در كربلا شهيد شد ، ( ره ) .
جبلة بن الحجّاج التيمى و پسرش عبد الرحمن . از شجاعان معروفين بودهاند . با ابن سعد آمده بود در ايّامى كه جنگ نشده بود آمدند خدمت امام حسين عليه السّلام سلام كنند بر آن حضرت ، پس سعادت شامل حالشان شده خدمت آن حضرت ماندند تا در حملهء اولى شهيد گشتند .
زهير بن بشر الخثعمى .
عمّار بن حسّان بن شريح الطّائى از شيعيان مخلصين بوده و با حضرت امام حسين عليه السّلام از مكّه مصاحبت كرده تا در كربلا .
و پدرش حسّان « 1 » از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بوده و در صفّين در ركاب آن حضرت شهيد شده .
و در رجال اسم عمّار را « عامر » گفتهاند .
و از احفاد اوست عبد اللّه بن احمد عامر بن سليمان بن صالح بن وهب بن عامر مقتول به كربلا ابن حسّان و عبد اللّه مكنّى است به أبو القاسم . و صاحب كتبى است
هامش
( 1 ) براى اطلاع بيشتر دربارهء حسان نك : جامع الرواة ، ج 2 ، ص 428 ؛ اعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 622 ، معجم البلدان ، ج 2 ص 94 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 264 .