حضرت على بن حسين عليه السّلام گفت : اى پدر ! آيا ما بر حقّ نيستيم ؟
فرمود : بلى ما برحقّيم به حقّ آن خداوندى كه بازگشت بندگان به سوى او است .
پس على عليه السّلام عرض كرد : اى پدر ! الحال كه ما برحقيم پس از مرگ چه باك داريم .
حضرت فرمود كه خدا تو را جزاى خير دهد اى فرزند جان من .
[ پيك كوفه ]
پس آن حضرت آن شب را در آن منزل بيتوته فرمود . چون صبح شد مردى از اهل كوفه كه او را ابا هرّهء ازدى مىگفتند به خدمت آن حضرت رسيد و سلام كرد گفت : يا بن رسول اللّه ! چه باعث شد شما را كه از حرم خدا و از حرم جدّ بزرگوارت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون آمدى ؟
حضرت فرمود كه : اى ابا هرّه ! بنى اميّه مالم را گرفتند صبر كردم ، و هتك حرمتم كردند صبر نمودم ، و چون خواستند خونم بريزند از آنها گريختم ، و به خدا سوگند كه اين گروه ياغى طاغى مرا شهيد خواهند كرد و خداوند قهّار لباس ذلّت و خوارى و عار بر ايشان خواهد پوشانيد و شمشير انتقام بر ايشان خواهد كشيد و بر ايشان مسلّط خواهد گردانيد كسى را كه ايشان را ذليلتر گرداند از قوم سبا كه زنى فرمان فرماى ايشان بود ، و حكم مىكند به گرفتن اموال و ريختن خون ايشان . « 1 »
[ آگاهى از شهادت عبد اللّه بن يقطر ]
و به روايت شيخ مفيد و غيره چون وقت سحر شد جوانان انصار خود را فرمود كه آب بسيار برداشتند و بار كردند و روانه شد تا به منزل زباله « 2 » رسيدند و در آنجا
هامش
( 1 ) الملهوف ، ص 70 .
( 2 ) زباله منزلى است در راه مكّه كه بين واقصه و ثعلبيه واقع شده است . نك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 129 ، - مراصد الاطلاع ، ج 2 ، ص 656 .