تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
مردى از اهل شام « 1 » گفت : اى امير ! اين كار را به من حوالت كن ! عبيد اللّه گفت كه : اين فاسق را ببر در همان مكانى كه اين كودكان در آنجا كشته شده‌اند گردن بزن و مگذار كه خون نحس او به خون ايشان مخلوط شود و سرش را زود به نزد من بياور . آن مرد نيز چنين كرده و سر آن ملعون را بر نيزه زده به جانب عبيد اللّه كوچ مىداد ، كودكان كوفه سر آن ملعون را هدف تير دستان خويش كرده و مىگفتند : اين سر قاتل ذريّهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است . « 2 » مؤلف گويد : كه شهادت اين دو طفل به اين كيفيّت نزد من مستبعد است ، لكن چون شيخ صدوق - كه رئيس محدّثين شيعه و مروّج اخبار و علوم ائمه عليهم السّلام است - آن را نقل فرموده و در سند آن جمله‌اى از علماء و اجلّاء اصحاب ما واقع است لاجرم ما نيز متابعت ايشان كرديم و اين قضيّه را ايراد نموديم . و اللّه تعالى العالم .
هامش
( 1 ) بعضى منابع نام او را « مقاتل » و برخى « نادر » ثبت كرده‌اند . ( 2 ) امالى صدوق ، مجلس 19 ، ش 2 ، ص 143 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 100 و نيز نك : ناسخ التواريخ ، امام حسين عليه السّلام ، ج 2 ، ص 110 ، به بعد نقل از روضة الشهداء ؛ روضة الشهداء ، ص 235 . رياض الاحزان ، ص 5 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 752 | الشيخ عباس القمي