تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

[ ششم : مذبوحى كه زنده شد : ]

ششم : از حضرت سلمان رضى اللّه عنه روايت است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم داخل مدينه شد به خانهء ابو ايّوب انصارى فرود آمد و در خانهء او به غير از يك بزغاله و يك صاع گندم نبود بزغاله را براى آن حضرت بريان كرد و گندم را نان پخت و به نزد حضرت آورد ، و حضرت فرمود كه : در ميان مردم ندا كنند كه : هر كه طعام مىخواهد بيايد به خانهء ابو ايّوب ، پس ابو ايّوب ندا مىكرد و مردم مىدويدند و مىآمدند مانند سيلاب تا خانه پر شد و همه خوردند و سير شدند و طعام كم نشد ، پس حضرت فرمود كه استخوانها را جمع كردند و در ميان پوست بزغاله گذاشت و فرمود : برخيز به اذن خدا ، پس بزغاله زنده شد و ايستاد و مردم صدا به گفتن شهادتين بلند كردند . « 1 »

[ هفتم : شفاى قهرمانى نامدار : ]

هفتم : شيخ طبرسى و راوندى و ديگران روايت كرده‌اند كه : ابو براء « 2 » - كه او را « ملاعب الاسنّة » مىگفتند و از بزرگان عرب بود - به مرض استسقاء « 3 » مبتلا شد ، لبيد بن ربيع را به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرستاد با دو اسب و چند شتر ، حضرت اسبان و شتران را ردّ كرد و فرمود كه : من هديهء مشرك را قبول نمىكنم ، لبيد گفت كه : من گمان نمىكردم كه كسى از عرب هديّهء أبو براء را ردّ كند . حضرت فرمود كه : اگر من هديّهء مشركى را قبول مىكردم البتّه از او را ردّ نمىكردم ، پس لبيد گفت كه : علّتى در شكم أبو براء به هم رسيده و از تو طلب شفا مىكند . حضرت
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 20 . ( 2 ) وى عامر بن مالك بن جعفر است ، درباره او نك : دلائل النبوهء بيهقى ، ج 3 ، ص 33 ، المغازى واقدى ، ج 1 ، ص 346 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 219 . ( 3 ) تشنگى هميشگى كه نوعى بيمارى است .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 97 | الشيخ عباس القمي