تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢

[ پنجم : كلاغ كفش‌بردار : ]

پنجم : فقير گويد : كه نظير اين از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده و آن چنان است كه ابو الفرج « 1 » از مدائنى روايت كرده كه سيّد حميرى « 2 » سوار بر اسب در كناسهء كوفه ايستاد و گفت : هر كس يك فضيلت از على عليه السّلام نقل كند كه من او را به نظم نياورده باشم اين اسب را با آنچه بر من است به او خواهم داد پس محدّثين شروع كردند به ذكر احاديثى كه در فضيلت آن حضرت بود و سيّد اشعار خود را كه متضمّن آن فضيلت بود انشاد مىكرد تا آن كه مردى او را حديث كرد از ابو الزّغل المرادى كه گفت خدمت امير المؤمنين عليه السّلام بودم كه مشغول تطهير شد از براى نماز و موزهء خود را از پاى بيرون كرد ؛ مارى داخل كفش آن جناب شد ، پس زمانى كه خواست كفش خود را بپوشد غرابى پيدا شد و موزه را ربود و بالا برد و بيفكند ، آن مار از موزه بيرون شد . سيّد تا اين فضيلت را شنيد آنچه وعده كرده بود به وى عطا كرد آنگاه آن را در شعر خود در آورد و گفت :
الا يا قوم للعجب العجاب * لخفّ ابى الحسين و للحباب . « 3 »
( الأبيات )

نوع چهارم : معجزات آن حضرت است در زنده كردن مردگان و شفاى بيماران

و معجزاتى كه از اعضاى شريفهء آن حضرت به ظهور آمده ، مانند خوب شدن درد چشم
هامش
( 1 ) وى على بن حسين بن محمد مروانى اموى معروف به « ابو الفرج اصفهانى » ( م 356 ) و مؤلف كتابهاى الأغانى و مقاتل الطالبيين و . . . است . ( 2 ) اين شاعر آزاده و مبارز اسماعيل بن محمّد حميرى است . گويند 2300 قصيده در شأن امامان معصوم عليهم السّلام سروده است . نك : سفينة البحار ، ج 1 ، ص 336 . ( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 307 ، با اختلاف ؛ بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 243 ؛ الفصول العليه ص 44 ؛ الاغانى ، ج 7 ، ص 15 ؛ اعلام الورى ، ص 181 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 92 | الشيخ عباس القمي