پس همهء آن كافران گفتند : بلكه ما مىگوييم كه تو ساحر و كذّابى و جادوهاى عجيب دارى ، و تو را تصديق نمىكند مگر مثل اين كه در پهلوى تو ايستاده است . « 1 »
فقير گويد : كه صاحب ناسخ نگاشته كه : اين معجزه كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از حضرت رسول اللّه در تحريك درخت نقل فرموده ، با قصّهء ابرهه و ظهور ابابيل مشابهتى دارد ، زيرا كه على عليه السّلام خود را وصىّ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم و امام مفترض الطّاعة مىشمرد ، و خود را صادق و مصدّق مىدانست ، در مسجد كوفه بر فراز منبر وقتى كه بيست هزار كس در پاى منبر او گوش بر فرمان او داشتند نتواند بود كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم دروغ بندد ، و بگويد : پيغمبر درخت را پيش خود خواند و درخت فرمانبردار شد ، چه اين هنگام كه على عليه السّلام اين روايت مىكرد جماعتى حاضر بودند كه با على عليه السّلام هنگام تحريك درخت حاضر بودند ، و خطبهء امير المؤمنين عليه السّلام را كس نتواند تحريف كرد چه هيچ كس را اين فصاحت و بلاغت نبوده و بر زيادت از صدر اسلام تا كنون خطب آن حضرت در نزد علماء مضبوط و محفوظ است انتهى . « 2 »
سيّم : راوندى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه :
چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم به سوى جعرّانه ( نام موضعى است ) « 3 » برگشت در جنگ حنين و قسمت كرد غنايم را در ميان صحابه ، صحابه از پى بىآن حضرت مىرفتند و سؤال مىكردند و حضرت به ايشان عطا مىفرمود تا اين كه ملجأ كردند آن حضرت را كه به سوى درختى رفت و به درخت پشت خود را چسبانيد و باز هجوم آوردند ، و آن حضرت را آزار مىكردند تا آن كه پشت مباركش مجروح شد و ردايش بر درخت بند شد پس از پيش درخت به سوى ديگر رفت و فرمود كه : رداى مرا بدهيد و اللّه كه اگر
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 192 ؛ اعلام الورى 22 ؛ حياة القلوب ، ج 3 ، ص 522 - 523 ؛ بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 389 .
( 2 ) ناسخ التواريخ - حالات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، جزء 5 ، ص 115 .
( 3 ) آبى است بين طائف و مكه كه به مكه نزديكتر است .
نك : معجم البلدان ، ج 2 ، ص 142 .