امّا سيّد جمال الدّين احمد پسرى آورد به نام عبد الكريم غياث الدّين ، السّيّد العالم الجليل القدر ، در نزد خاصّ و عام مكانتى تمام داشت و از مصنّفات او است كتاب الشّمل المنظوم فى اسماء مصنّفى العلوم ، و جز آن . در كتابخانه او ده هزار مجلّد از كتب نفيسه بود .
امّا النقيب رضى عنه اللّه ، على بن موسى دو پسر آورد يكى محمّد ملقّب به صفى الدّين ، معروف به مصطفى ، و آن ديگر على ، ملقّب به رضىّ الدين معروف به مرتضى ، و صفىّ الدين مردى نيرومند بود و لكن بلا عقب وفات يافت و منقرض شد .
و رضىّ الدّين على بعد از پدر نقيب النّقباء شد و او دخترى آورد ، به حبالهء نكاح شيخ بدر الدّين ، معروف به شيخ المشايخ درآمد و پسرى آورد به نام قوام الدّين ، هنوز كودك بود كه پدرش وداع جهان گفت . و او را سلطان سعيد اولجايتو طلب فرمود و بر زانوى خويش نشانيد و نيك بنواخت و هم در آن كودكى او را به جاى پدر نقيب النّقباء فرمود .
امّا از رضىّ الدّين علىّ بن علىّ بن موسى دخترى ديگر به حبالهء فخر الدين محمّد بن كتيلهء حسينى درآمد و پسرى آورد كه او را علىّ الهادى مىناميدند و او بلا عقب در حيات پدر و مادر وفات نمود .
و قوام الدّين دو پسر آورد ، يكى عبد اللّه مكنّى به أبو بكر و ملقّب به نجم الدّين و آن ديگر عمر . امّا نجم الدّين نقابت بغداد و حلّه و سرّ من رأى يافت و بعد از پدر معروف به نقيب النّقباء شد لكن مردى ضعيف الحال بود و بعضى اموال و املاك خانوادهء خود را قوام الدّين به هدر داد و آنچه از وى به جاى ماند نجم الدّين تلف كرد و در سال هفت صد و هفتاد و پنج هجرى وفات نمود و برادرش به جاى او نقابت يافت . « 1 »
و ديگر از بنى طاووس عراق ، سيّد مجد الدّين است صاحب كتاب البشارة و در
هامش
( 1 ) ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 464 .