تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
خطّ امان داد و بود تا زمان رشيد . يك روز بر هارون درآمد و بر بساط هارون لغزشى كرد و در افتاد . هارون بخنديد . موسى گفت : اين سستى از ضعف روزه است نه از ضعف پيرى . « 1 » و حكايت او با عبد اللّه بن مصعب زبيرى در سعايت عبد اللّه از براى او نزد رشيد و قسم دادن موسى او را و مردن عبد اللّه به جهت آن قسم در مروج الذّهب مسعودى به شرح رفته ! و موسى در سويقهء مدينه وفات يافت و فرزندان و احفاد او را رياست و عدّت بود . و از جملهء فرزندزادگان او موسى بن عبد اللّه بن جون است كه او را موسى ثانى گويند ، مادرش امامه بنت طلحهء فزارى است ، و مكنّى است به ابو عمر و راوى حديث است ، در سنهء دويست و پنجاه و شش به قتل رسيد . مسعودى فرموده كه : سعيد حاجب او را از مدينه حمل داد در ايّام معتزّ باللّه ! و موسى از زهّاد بود و با او بود پسرش ادريس بن موسى ، همين كه به ناحيه زباله از اراضى عراق رسيد جمع شدند جماعتى از بنى فزاره و غير ايشان كه موسى را از سعيد حاجب بگيرند ، سعيد او را زهر داد و در همان جا وفات كرد . پس پسرش ادريس را از دست سعيد خلاص كردند . « 2 » و اولاد او بسيارند و در ايشان است امارت در حجاز . و هم از فرزندزادگان موسى الجون است صالح بن عبد اللّه بن الجون . و صالح را يك دختر بود كه دلفاء نام داشت . و چهار پسر بود كه سه تن از ايشان بلا عقب بودند و يك پسر او كه ابو عبد اللّه محمّد و معروف به شهيد است صاحب ولد بود ، و قبرش در بغداد زيارتگاه مسلمانان است . ابن معيهء حسنى نسّابه گفته كه : محمّد بن صالح است كه او را محمّد الفضل
هامش
( 1 ) ناسخ التواريخ - بخش زندگانى امام حسن عليه السّلام ، ج 2 ، ص 354 - 355 . ( 2 ) مروج الذهب ، ج 4 ، ص 95 و ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 355 به نقل از مروج الذهب .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 597 | الشيخ عباس القمي