هجرى بر سليمان بن طاهر تاختن برد و او را از طبرستان اخراج كرد و در آن ممالك استيلا يافت ، و او در قتل عباد و هدم بلاد ملالتى نداشت .
و در ايّام سلطنت او بسيار كس از وجوه ناس و اشراف سادات عرضهء هلاك و دمار گشت از جمله دو تن از سادات حسينى را مقتول ساخت ، يكى حسين بن احمد بن محمّد بن اسماعيل بن محمّد بن عبد اللّه الباهر بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب عليه السّلام بود .
دوّم عبيد اللّه بن علىّ بن الحسين بن حسين بن جعفر بن عبيد اللّه بن الحسين الاصغر بن علىّ بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام . و ايشان از جانب داعى حكومت قزوين و زنجان داشتند گاهى كه موسى بن بغا به عزم استخلاص زنجان و قزوين مأمور شد و با لشكرى لايق تاختن آورد ايشان را نيروى درنگ نماند لا جرم به طبرستان گريختند .
داعى به جنايت هزيمت هر دو تن را حاضر ساخت و در بركهء آب غرقه ساخت تا جان بدادند آنگاه جسد ايشان را در سردابى در انداخت .
و اين واقعه در سال دويست و پنجاه و هشتم هجرى بود .
و بالجمله گاهى كه يعقوب بن ليث به طبرستان آمد و داعى فرار به ديلم كرد ، جسد ايشان را از سرداب بر آورد و به خاك سپرد .
و ديگر از مقتولين داعى كبير عقيقى است ، و او پسر خالهء داعى بود . نامش حسن بن محمّد بن جعفر بن عبيد اللّه بن الحسين الأصغر بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام است ، و او از جانب داعى حكومت شهر سارى داشت . در غيبت داعى جامهء سياه كه شعار عبّاسيان بود بپوشيد و خطبه به نام سلاطين خراسان كرد ، چون داعى قوّت يافت و معاودت نمود سيّد عقيقى را دست به گردن بسته حاضر ساخت و گردن بزد ، و ديگر جماعتى از مردم طبرستان را با خود از در كيد و كين دانست و خواست تا همگان را با تيغ بگذراند پس خويش را به تمارض افكند و پس از چند روز آوازهء مرگ خود در انداخت ، پس او را در جنازه
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 588
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٨٨