همه بيدار بودند ، و حقّ تعالى ديدهء ايشان را پوشانيد تا ايشان ميثم را دزديدند و آوردند و به كنار نهرى دفن كردند و آب بر روى او افكندند ، و هر چند پاسبانان تفحّص كردند از او اثرى نيافتند . « 1 »
بيست و ششم - هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص « 2 »
الملقّب بالمرقال .
قاضى نور اللّه گفته كه در كتاب اصابه مذكور است كه هاشم همان شجاع معروف مشهور ملقّب به مرقال است ، و براى آن به اين لقب شهرت يافته كه إرقال نوعى است از دويدن . و او در روز كارزار بر سر خصم مسارعت مىكرد و مىدويد .
و از كلبى و ابن حبّان نقل كرده كه : او به شرف صحبت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيده و در روز فتح مكّه مسلمان گرديده ، و در جنگ عجم با عمّ خود سعد وقّاص در قادسيّه همراه بود و در آنجا آثار مردى و مردانگى به ظهور رسانيد ، و در حرب صفّين ملازم ركاب ظفر انتساب شاه ولايت مآب بوده و در آنجا نيز مراسم مجاهده به جا آورده .
و در فتوح اعثم كوفى و كتاب اصابه مسطور است كه : چون خبر كشتن عثمان و بيعت كردن مردمان با امير المؤمنين عليه السّلام پراكنده شد ، اهل كوفه نيز اين خبر بشنيدند و در آن وقت ابو موسى اشعرى امارت كوفه داشت . كوفيان به نزد ابو موسى آمدند و گفتند : چرا با امير المؤمنين على بيعت نمىكنى ؟
گفت : در اين معنى توقّف مىكنم مىنگرم تا بعد از اين چه حادث شود و چه خبر رسد .
هاشم بن عتبه گفت : چه خبر خواهد رسيد ؟ عثمان را بكشتند و انصار خاصّ و
هامش
( 1 ) جلاء العيون ، ص 590 به نقل از رجال كشى ، ج 1 ، ص 295 .
( 2 ) درباره او نك : مرآة الجنان ، ج 1 ، ص 101 ؛ الاستيعاب ، ت 2738 ؛ شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 46 ؛ مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 269 ؛ قاموس الرجال ، ج 9 ، ص 288 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 19 ، ص 245 ؛ الدرجات الرفيعه ، ص 375 ؛ رجال طوسى ، ص 61 ؛ معجم الثقات ، ص 345 ؛ اسد الغابة ، ت 5328 ؛ الاصابة ، ت 8934 .