عام با امير المؤمنين عليه السّلام بيعت كردند ، از آن مىترسى كه اگر با على بيعت كنى عثمان از آن جهان بازخواهد آمد و تو را ملامت خواهد كرد ؟ هاشم اين سخن بگفت و به دست راست خويشتن دست چپ بگرفت و گفت : دست چپ از آن من است و دست راست من از آن امير المؤمنين عليه السّلام با او بيعت كردم و به خلافت او راضى شدم . چون هاشم با اين وجه بيعت كرد ابو موسى را هيچ عذرى نماند برخاست و بيعت كرد و در عقب او جملهء اكابر و سادات و معارف كوفه بيعت كردند .
در اصابه مذكور است كه : هاشم در وقت بيعت اين ابيات را بديهة انشاد نموده بر ابو موسى اشعرى انشاد كرد :
ابايع غير مكترث عليّا * و لا اخشى اميرا اشعريّا
ابايعه و اعلم ان سأرضى * بذاك اللّه حقّا و النّبيّا « 1 »
هاشم در حرب صفّين به درجهء شهادت رسيد و بعد از او عتبة بن هاشم علم پدر بر گرفت و بر اهل شام حمله كرد و چند كس را بكشت و اثرهاى خوب نمود .
عاقبت او نيز شربت شهادت چشيد و به پدر بزرگوار خود رسيد . « 2 »
فقير گويد : از اينجا معلوم شد كه هاشم مرقال در صفّين به درجه رفيعهء شهادت رسيد پس آن چيزى كه در بعضى كتب است « 3 » كه روز عاشوراء به يارى سيّد الشّهداء عليه السّلام آمد و گفت : اى مردم ، هر كه مرا نمىشناسد من خودم را بشناسانم من هاشم بن عتبه پسر عموى سعدم ( الخ ) واقعى ندارد . و اللّه العالم .
هامش
( 1 ) الاصابة ، ج 6 ، ص 405 - 406 .
( 2 ) مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 296 .
( 3 ) در محرق القلوب از ملا مهدى نراقى ، ص 102 .