مشهور و در رجال كشى مسطور است . « 1 » و او را حجّاج ثقفى شهيد كرد . « 2 »
و روايت است كه چون قنبر را بر حجّاج وارد نمودند ، حجّاج پرسيد : تو در خدمت على چه مىكردى ؟
گفت : آب وضويش را حاضر مىساختم ، پرسيد كه : على چه مىگفت ، چون از وضوى خويش فارغ مىگشت ؟
گفت : اين آيهء مباركه را تلاوت مىفرمود :
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ . فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
« 3 »
حجّاج گفت : گمان مىكنم كه اين آيه را بر ما تأويل مىكرد .
قنبر گفت : بلى .
حجّاج گفت : چه خواهى كرد اگر سر تو را بردارم ؟
گفت : در اين هنگام من سعيد خواهم بود و تو شقىّ .
پس حكم داد تا قنبر را گردن زدند . « 4 »
بيست و يكم - كميل بن زياد « 5 »
النّخعى اليمانى ،
از خواصّ اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام و از اعاظم ايشان است . عرفا او را صاحب سرّ امير المؤمنين عليه السّلام دانستهاند و سلسلهء جماعتى از عرفا را به او منتهى مىدارند . دعاى مشهور كه در شب نيمهء شعبان و شبهاى جمعه مىخوانند منسوب به آن جناب است . و حديث مشهور كه امير المؤمنين عليه السّلام دست او را گرفت و به صحرا برد و فرمود :
هامش
( 1 ) اختيار معرفة الرجال ، ص 76 ، ش 129 .
( 2 ) رجال كشى ، ج 1 ، ص 290 ؛ الارشاد ، ج 1 ، ص 328 ؛ بحار الأنوار ، ج 42 ص 126 .
( 3 ) سورهء انعام ، آيهء 45 - 44 .
( 4 ) مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 314 .
( 5 ) دربارهء كميل بن زياد به اين منابع نيز مىتوان مراجعه كرد : قاموس الرجال ، ج 7 ، ص 436 ؛ مجمع الرجال ، ج 5 ، ص 75 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 128 ؛ مجالس ، ج 2 ، ص 10 .