تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
گشت و معرّفى خود نموده ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به جانب خانه حركت فرمود . عدىّ نيز در قفاى آن حضرت بود ، در بين راه پير زنى خدمت آن حضرت رسيد و در حاجت خويش سخن بسيار گفت و آن جناب نيز ايستاده بود تا كار او به نظام گيرد . عدىّ با خود انديشيد كه اين روش پادشاهان نباشد از بهر زالى چندين مهم خويش را تعطيل دهند بلكه اين خوى پيغمبران است چون به خانه وارد شدند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم به ملاحظهء آن كه عدى بزرگ زاده و محترم بود احترام او را ملحوظ فرمود و ساده‌اى كه از ليف خرما آكنده بود برداشت و بگسترد و عدىّ را بر روى آن نشستن فرمود چندان كه عدىّ كناره گرفت پذيرفته نشد ، پس عدى را بر و ساده جاى داد و خود بر خاك نشست . اين بود سيرت شريفهء آن حضرت با كفّار . و كسى كه مراجعه كند در كتبى كه شيعه و سنّى در سيرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلم نوشته‌اند . مثال اين را بسيار بيند . بالجمله عدىّ بن حاتم به دست حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم اسلام آورد . و به حكم بابه اقتدى عدىّ فى الكرم ، عدىّ مردى صاحب جود و سخاوت بود . گويند : وقتى مرد شاعرى به نزد وى آمد و گفت : يا ابا طريف ! تو را مدحى گفته‌ام . گفت : تأمل كن تا تو را آگاه كنم از مال خود كه به تو عطا خواهم كرد تا بر حسب عطا مرا مدح گويى ، و آن هزار هزار درهم ، و هزار ميش ، و سه بنده ، و اسبى است ، اكنون بگوى . پس شاعر مدح خود را انشاد كرد . « 1 » و عدىّ ساكن كوفه گشت ، و در جمل و صفين ، « 2 » و نهروان ملازمت ركاب امير المؤمنين عليه السّلام داشت ، و در جمل يك چشم او به جراحت نابينا شد ، « 3 » و در سنهء شصت و هشت در كوفه وفات كرد .
هامش
( 1 ) نك : عقد الفريد ، ج 1 ، ص 309 و الكرماء او اللؤلؤ المرتب ، ص 87 . ( 2 ) نك : الاستيعاب و أسد الغابة . ( 3 ) نك : الجمل ، ص 367 ؛ تاج العروس ، ج 1 ، ص 349 - 350 ( فقأ ) .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 496 | الشيخ عباس القمي