تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
خراب كردند و اهلش را اسير كردند . عدى بن حاتم كه قائد قبيله بود به شام گريخت ، و خواهرش « 1 » اسير شد ، اسيران را به مدينه آوردند . چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم ايشان را مشاهده فرمود ، دختر حاتم كه در صباحت و فصاحت معروف بود به پاى خاست و عرضه داشت : يا رسول اللّه ، هلك الوالد ، و غاب الوافد ، فامنن علىّ منّ اللّه بك . يعنى : پدرم حاتم مرده ، و برادرم عدى به شام فرار كرده ، پس بر من منّت گذار و ببخش مرا . در روز اوّل و دوم حضرت جوابى به او نفرمود ، موافق سيرهء ابن هشام ، روز سيّم هنگام عبور پيغمبر بر ايشان امير المؤمنين عليه السّلام به آن زن اشاره فرمود كه عرض حال كن ، آن زن سخن گذشته را اعاده كرد . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود : تو را بخشيدم هرگاه قافلهء با امانتى پيدا شود مرا خبر كن تا تو را به بلادت بفرستم . دختر گفت : مىخواهم به نزد برادرم به شام روم . اين بود تا جماعتى از قبيلهء قضاعه به مدينه آمدند . دختر به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم عرض كرد كه : گروهى از قوم من آمده‌اند كه ثقه و اعتماد به آن‌ها است ، مرا روانه فرما . حضرت او را جامه بپوشانيد و زاد و راحله عطا فرمود و با آن جماعت او را روانه فرمود ، دختر به شام رفت و برادر خود عدى را ديدار كرد و او را از حال خود آگهى داد و با وى گفت : چنان دانم كه ايمنى اين جهان و آن جهان جز در خدمت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم به دست نشود . نيكو آن است كه بىدرنگ به حضرت او شتاب گيرى . « 2 » و عدى تهيّهء سفر كرده به مدينه آمد و به مجلس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم وارد
هامش
( 1 ) ظاهرا وى سفانه است كه طبرى دربارهء او گفته : كانت سفّانة من ربات الفصاحة و البلاغة و الحسن و الجمال و الجود و الكرم . او بزرگوارى و مكرمت را از پدر پاك نهاد و بخشندهء خويش دريافته بود و زنى سخاوت پيشه بود . دربارهء او نك : اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 287 و 414 ؛ السيرة النبوية از ابن كثير ، ج 4 ، ص 124 ؛ السيرة النبوية ابن هشام ، ج 1 ، ص 235 ؛ اعلام النساء المؤمنات ، ص 427 ؛ رياحين الشريعه ، ج 4 ، ص 330 . ( 2 ) نك : طبقات ، ج 2 ، ص 163 ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 444 ؛ الاصابة ، ج 4 ، ص 322 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 495 | الشيخ عباس القمي