شود گشوده به رويت درى ز خلوت انس * اگر مراقبه سازى شعار و ذكر دثار
خشوع و نيّت اخلاص روح اعمال است * عمل چه دور شد از روح ، طاعتش مشمار
رياء و سمعه بود زهر در مزاج عمل * بيا و يك سر مو زين دو در عمل مگذار
به غير ياد خدا هر چه در دلت گذرد * مرض شمار تو آن را و ناتمام عيار
اسير كاكل و زلف بتان مكن خود را * كه روزگار شود بر تو تيره چون شب تار
ز ديده تا بتوانى بگير گوهر اشك * كه روز حشر بود اين متاع را بازار
ز كشتزار جهان قانعام به دانهء اشك * مرا به دانهء خال بتان نباشد كار
نشسته بر سر راهت اجل سنان بر كف * ببر پناه به دار الأمان استغفار
اگر چه در چمن دهر از كشاكش چرخ * چه خاك راه شدم پايكوب هر خس و خار
ز مهر يك سر و گردن بلندتر گشتم * زدم بسر چو گل مهر حيدر كرّار
به تاج مهر على سر بلند گرديدم * ز آسمان گذرد گر سرم عجب مشمار
ز ذوق مهر على آمده به چرخ افلاك * ز بهر او شده سر گرم ثابت و سيّار
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٠٤