تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
فيض قدير نقل نمودم و عقد اعتراضات ابن تيميّهء حرّانى را بر اين حديث شريف مبتور و خرافات او را هباء منثور نمودم . « 1 » و ديگر از معجزات آن حضرت است كه بعد از شهادت آن بزرگوار و جملهء از آن‌ها از قبر شريفش ظاهر شده . و ديگر از معجزات آن حضرت اخبار آن حضرت است از اخبار غيب كه بعد از اين به جملهء از آن‌ها اشارت خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . و بالجمله معجزات آن حضرت واضح و روشن است كه هيچ كس را مجال انكار آن نيست . يا ابا لحسن ! يا امير المؤمنين ! بابى انت و امّى ، تويى آن كس كه دشمنانت پيوسته سعى مىكردند در خاموش كردن نور فضايل تو ، و دوستانت را يارايى ذكر مناقبت نبود ، و به جهت ترس و تقيّه ، كتمان فضل تو مىنمودند و با اين حال اين قدر از معجزات و فضايل جنابت بر مردم ظاهر شد كه شرق و غرب عالم را فرا گرفت و دوست و دشمن به ذكر مدايح و مناقب رطب اللّسان و عذب البيان « 2 » گشتند . عربيّه :
شهد الانام بفضله حتّى العدى * و الفضل ما شهدت به الاعداء
ابن شهر آشوب نقل كرده كه : اعرابيّهء را در مسجد كوفه ديدند كه مىگفت : اى آن كسى كه مشهورى در آسمانها ، و مشهورى در زمينها ، و مشهورى در دنيا ، و مشهورى در آخرت ، سلاطين جور و جبابرهء زمان همّت بر آن گماشتند كه نور تو را خاموش كنند ، خدا نخواست و روشنى آن را زيادتر گردانيد . گفتند : از اين كلمات چه كس را قصد كرده‌اى ؟ گفت : امير المؤمنين عليه السّلام را ، اين بگفت و از ديده‌ها غايب گشت . به روايات مستفيضه از شعبى روايت شده كه مىگفت : پيوسته مىشنيدم كه
هامش
( 1 ) فيض القدير ، ص 347 . ( 2 ) رطب اللسان : فردى كه زبانى تر و تازه دارد ، كنايت از شخصى كه سخنى را فراوان بر زبان آرد . عذب البيان : شيرين سخن ، خوش بيان .