تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
خالد ، خداوند به سبب ما و به بركت ما آهن را در دست داود عليه السّلام نرم ساخت . و ديگر شهادت نخلهاى مدينه به فضيلت آن جناب و پسر عمّ و برادرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم و فرمودن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به آن حضرت كه يا على ، نخل مدينه را صيحانى نام گذار كه فضيلت من و تو را آشكار كردند . و ديگر سبز شدن درخت امرودى به معجزهء آن حضرت . و اژدها شدن كمان به امر آن حضرت . و از اين قبيل زياده از آن است كه احصاء شود . و سلام كردن شجر و مدر به آن جناب در اراضى يمن و كم شدن فرات هنگام طغيان آن به امر آن حضرت . « 1 » و ديگر معجزات آن حضرت است متعلّق به مرضى و موتى مانند : ملتئم شدن دست مقطوع هشام بن عدىّ همدانى در حرب صفّين ، « 2 » و ملتئم فرمودن او دست مقطوع آن مرد سياهى كه از محبّان آن جناب بود و به امر آن حضرت قطع شده بود هنگامى كه سرقت كرده بود . « 3 » و ديگر سخن گفتن جمجمه « 4 » يعنى كلّهء پوسيده با آن حضرت در اراضى بابل و در آن موضع مسجدى بنا كردند و الحال آن موضع در نزديكى مسجد ردّ شمس در نواحى حلّه معروف است . « 5 » و در تحيّة الزّائر و
هامش
( 1 ) نك : الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 347 . ( 2 ) و نيز نك : ناسخ التواريخ . بخش زندگانى حضرت امير عليه السّلام ، جزء چهارم از جلد سوم ، ص 382 . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 202 . ( 4 ) ناسخ ، همان جلد ، ص 382 ؛ بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 211 . ( 5 ) مسجد ردّ شمس چون در جنب حلّه واقع شده و اهل حلّه نيز هميشه چون غالبا از اماميّه و مخلصين اهل بيت بوده‌اند آن مسجد را هميشه معمور و آباد داشته‌اند به خلاف مسجد جمجمه كه در كنار افتاده و از عبور و مرور شيعه دور است ، لهذا متروك و مهجور شده ، اندك اندك اسمش هم از ميان رفت با آن كه جمعى از بزرگان علماء مانند ابن شهر آشوب و قطب راوندى و ابن حمزهء طوسى و غير هم اين مسجد شريف را در باب معجزات و فضائل امير المؤمنين عليه السّلام ذكر كرده‌اند ، و شيخ ما علّامهء نورى - طاب ثراه - در اواخر عمر خويش وقتى به جهت استكشاف امر اين مسجد شريف به جانب حلّه سفر كرد و به زحمت شديدى در قريهء جمجمه كه نزديكى حلّه واقع است و در آنجا قبر امامزاده معروف به عمران فرزند امير المؤمنين عليه السّلام واقع است ، موضع مسجد جمجمه را در باغ آخر قريه از طرف شرق پيدا نمود ، و پير مردان قريه از پير مردان سابق نقل كرده‌اند كه قبّهء آن مسجد را درك كرده بودند و از مسلّمات اهل آنجا بوده كه اگر كسى از آجر اساس آن قبّه كه فعلا معلوم است برداشته و جزء خانه يا چاه آب خود نموده هر دو خراب شده ! لهذا كسى را جرأت برداشتن آجر آن نيست ، و اساس بناء مسجد آن معلوم گشت بعد از آن كه خاكهاى آنجا را برداشته‌اند لكن تا به حال كسى در صدد تعمير آن بر نيامده . اميد مىرود كه بعضى از اهل ثروت كه پيوسته در ترويج دين و تشييد مبانى شرع همراهى دارند عرق غيرت دينى و عصبيّت مذهبى او را محرّك شود ، تنها يا به اعانت و شراكت راغبين در خير اقدام نموده اين خانهء خراب خداوند را آباد و مصلّاى امير المؤمنين عليه السّلام را معمور ، و كلمات محوشدهء آن كلّهء پوسيده را زنده و معجزهء امير المؤمنين عليه السّلام را پاينده ، و جماعت شيعيان را مفتخر و سرافراز نمايند و از زراعت با نضارتإِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِتوشه براى آخرت خويش بردارند . و سالهاى سال اسم خود را باقى و خود را زنده بدارند :نمرد آن كه ماند پس از وى به جاى * پل و بركه و خان و مهمانسراىمؤلّف ( ره )