رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم وصيّت مىكنم تو را اوّل كه بعد از من امامه را به عقد خود درآورى ، زيرا كه مردان را چاره از زن گرفتن نيست ، او از براى فرزندان من مثل من است . پس گفت كه : براى من نعشى قرار ده ، زيرا كه ملائكه را ديدم ، كه صورت نعش براى من ساختند . حضرت فرمود كه : وصف آن را براى من بيان كن . پس وصف آن را بيان كرد و حضرت از براى او درست كرد ، و اوّل نعشى كه در زمين ساختند آن بود ، پس گفت كه باز وصيّت مىكنم تو را كه نگذارى بر جنازهء من حاضر شوند يكى از آنهايى كه بر من ستم كردند و حقّ مرا گرفتند ، چه ايشان دشمن من و دشمن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلماند و نگذارى كه احدى از ايشان و اتباع ايشان بر من نماز كنند و مرا در شب دفن كنى در وقتى كه ديدهها در خواب باشد . « 1 »
[ نحوه وفات آن حضرت ]
در كشف الغمّه و غير آن روايت كردهاند كه چون وفات حضرت فاطمه عليها السّلام نزديك شد ، اسماء بنت عميس را فرمود كه : آبى بياور كه من وضو بسازم ، پس وضو ساخت ، و به روايتى غسل كرد نيكوترين غسلها و بوى خوش طلبيد و خود را خوشبو گردانيد و جامههاى نو طلبيد و پوشيد و فرمود كه : اى اسماء ! جبرئيل در وقت وفات پدرم چهل درهم كافور آورد از بهشت ، حضرت آن را سه قسمت كرد :
يك حصه براى خود گذاشت ، و يكى از براى من ، و يكى از براى على عليه السّلام آن كافور را بياور كه مرا به آن حنوط كنند ، چون كافور را آورد فرمود كه : نزديك سر من بگذار ، پس پاى خود را به قبله كرد و خوابيد و جامه بر روى خود كشيد و فرمود كه : اى اسماء ! ساعتى صبر كن بعد از آن مرا بخوان اگر جواب نگويم على عليه السّلام را طلب كن بدان كه من به پدر خود ملحق گرديدهام .
اسماء ساعتى انتظار كشيد بعد از آن ، آن حضرت را ندا كرد و صدايى نشنيد ، پس گفت : اى دختر مصطفى ! اى دختر بهترين فرزندان آدم ! اى دختر بهترين كسى كه بر روى زمين راه رفته است ! اى دختر آن كسى كه در شب معراج به مرتبهء
هامش
( 1 ) روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 151 ؛ بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 191 به نقل از روضه .