تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
پس با ايشان صلح كرد كه در يكى از آن دو وقت گريه كند و در ديگرى ساكت باشد . و امّا فاطمه عليها السّلام ، پس آن قدر گريست بر وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه اهل مدينه از گريهء او متأذّى شدند و گفتند به او كه : ما را آزار كردى از بسيارى گريهء خود ، پس آن حضرت مىرفت به مقبرهء شهداى احد و آنچه مىخواست مىگريست و به سوى مدينه بر مىگشت . و امّا على بن الحسين عليهما السّلام ، پس بر مصيبت پدر خود بيست سال گريست . و به روايتى چهل سال ، و هرگز طعام نزد او نگذاشتند كه گريه نكند و هرگز آبى نياشاميد كه نگريد تا آن كه يكى از آزاد كردهاى آن حضرت گفت : فداى تو شوم يا بن رسول اللّه ! مىترسم كه خود را از گريه هلاك كنى . حضرت فرمود كه : شكايت مىكنم مصيبت و اندوه خود را به سوى خدا و مىدانم از خدا آنچه شما نمىدانيد . « 1 » همانا من هرگز به ياد نمىآورم شهادت فرزندان فاطمه را مگر آن كه گريه در گلوى من مىگيرد . « 2 » شيخ طوسى به سند معتبر از ابن عبّاس روايت كرده است كه : چون هنگام وفات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم شد آن قدر گريست كه آب ديده‌اش بر محاسن مباركش جارى شد ، گفتند : يا رسول اللّه ، سبب گريهء شما چيست ؟ فرمود : گريه مىكنم براى فرزندان خود و آنچه نسبت به ايشان خواهند كرد بدان امّت من بعد از من گويا مىبينم فاطمه دختر خود را بر او ستم كرده باشند بعد از من و او ندا كند كه يا أبتاه ! و احدى از امّت من او را اعانت نكند . چون فاطمه عليها السّلام اين سخن را شنيد گريست ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود كه : گريه مكن اى دختر من ، فاطمه عليها السّلام گفت : گريه نمىكنم براى آنچه بعد از تو با من خواهند كرد و ليكن مىگريم از مفارقت تو يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم . حضرت فرمود كه : بشارت باد تو را اى دختر من كه زود به من ملحق خواهى
هامش
( 1 ) سورهء يوسف ، آيهء 86 . ( 2 ) خصال ، ج 1 ، ص 272 ؛ بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 155 به نقل از خصال .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 334 | الشيخ عباس القمي