روزگار ، و فصحاى شيرين گفتار ، و صحابهء سيّد مختار ، و مخلصان صاحب ذو الفقار بوده . قاضى نور اللّه در مجالس شطرى از احوال خير مآل او و شهادت يافتن او به سبب محبّت اهل بيت در دست خالد بن وليد ذكر كرده و هم در احوال او گفته :
از برآء بن عازب روايت كردهاند كه گفت : در اثناى آن كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم با اصحاب خود نشسته بودند رؤساى بنى تميم كه يكى از ايشان مالك بن نويره بود در آمدند و بعد از اداى خدمت گفت : يا رسول اللّه ! علّمنى الايمان فقال له رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : الأيمان ان تشهد ان لا إله الّا اللّه ، و انّى رسول اللّه ، و تصلّى الخمس ، و تصوم شهر رمضان ، و تؤدّى الزّكاة ، و تحجّ البيت ، و توالى وصىّ هذا . - و اشار الى علىّ بن ابى طالب عليه السّلام - .
يعنى : مالك به حضرت رسالت گفت : مرا طريق ايمان بياموز . آن حضرت فرمود : ايمان آن است كه گواهى دهى به آن كه لا إله الّا اللّه ، و به آن كه من رسول خدايم ، و نماز پنجگانه بگزارى ، و روزهء ماه رمضان را بدارى و به اداى زكات و حجّ خانهء خداى رو آورى ، و اين را كه بعد از من وصىّ من خواهد بود دوست دارى . و اشاره به على بن ابى طالب عليه السّلام كرد . و ديگر آن كه خون ناحق نريزى ، و از دزدى و خيانت بپرهيزى و از خوردن مال يتيم و شرب خمر بگريزى ، و ايمان به احكام شريعت من بياورى ، و حلال مرا حلال ، و حرام مرا حرام دانى ، و حقگزارى ضعيف و قوى و صغير و كبير به جا آرى . آنگاه شرايع اسلام و احكام آن را بر او شمرد تا ياد گرفت . آنگاه مالك برخاست و از غايت نشاط دامنكشان مىرفت و با خود مىگفت : تعلّمت الايمان و ربّ الكعبة . يعنى : به خداى كعبه كه احكام دين آموختم . و چون از نظر حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم دور شد آن حضرت فرمودند كه :
من احبّ ان ينظر الى رجل من اهل الجنّة فلينظر الى هذا الرّجل .
دو نفر از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم دستور طلبيده از عقب او رفتند و آن بشارت به وى رسانيدند ، و از او التماس نمودند كه چون حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم تو را از اهل
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣١١