تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
خوش دمى كز بهر يار مهربان ميرد كسى * چون ببايد مرد بارى اين چنين ميرد كسى چون شهيد عشق را در كوى خود جا مىدهند * جاى آن دارد كه بهر آن زمين ميرد كسى « 1 »

پانزدهم - قيس بن عاصم المنقرىّ « 2 »

در سال نهم با وفد بنى تميم به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم اسلام آورد ، حضرت فرمود : هذا سيّد اهل الوبر . و او مردى عاقل و حليم بود ، چندان كه احنف بن قيس معروف به كثرت حلم ، حلم را از او آموخته چنان كه در تاريخ است كه وقتى از احنف پرسيدند كه از خود حليم‌تر كسى يافته‌اى ؟ گفت : آرى ، من اين حلم را از قيس بن عاصم منقرى آموخته‌ام . يك روز به نزد او آمدم او با مردى سخن مىگفت ناگاه چند تن از مردم برادر او را با دست بسته آوردند و گفتند : هم اكنون پسرت را مقتول ساخت ، او را بسته آورديم ، قيس اين بشنيد و قطع سخن خويش نكرده ، آنگاه سخنش تمام گشت ، پسر ديگرش را طلبيد و گفت : قم يا بنىّ ! الى عمّك « 3 » فاطلقه ، و الى اخيك فادفنه . يعنى : برخيز اى پسرك من ! دست « 4 » عمويت را بگشا ، و برادرت را به خاك سپار ، آنگاه فرمود : مادر مقتول را صد شتر عطا كن ، باشد كه حزن او اندك شود . اين بگفت و از طرف ايمن به سوى ايسر تكيه زد و بگفت :
انّى امرؤ لا يعترى خلقى * دنس يفنّده و لا افن « 5 »
( الأبيات )
هامش
( 1 ) مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 213 - 215 . ( 2 ) دربارهء قيس نك : الاصابة ، ش 7194 ؛ اسد الغابة ، ج 4 ، ص 220 - 219 ؛ تحفة الاحباب ، ص 403 ؛ الاستيعاب ، ت 2164 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 8 ، ص 399 ؛ الطبقات ، 84 ، 18 . ( 3 ) صحيح « الى ابن عمك » مىباشد . تحفة الاحباب پاورقى ص 403 . ( 4 ) صحيح « دست پسر عمويت » مىباشد . ( 5 ) الاستيعاب ، ج 3 ، ص 255 .