و اين قيس همان است كه با جماعتى از بنى تميم خدمت حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيدند ، و از آن حضرت موعظهء نافعه خواستند ، آن حضرت ايشان را موعظه فرمود به كلمات خود ، از جمله فرمود : اى قيس ! چارهاى نيست از براى تو از قرينى كه دفن شود با تو و او زنده است و دفن مىشوى تو با او ، و تو مردهاى ، پس او اگر كريم باشد گرامى خواهد داشت تو را و اگر او لئيم باشد واخواهد گذاشت تو را و به داد تو نرسد ، و محشور نخواهى شد مگر با او و مبعوث نشوى مگر با او ، و سؤال كرده نخواهى شد مگر از او ، پس قرار مده آن را مگر عمل صالح زيرا كه اگر صالح باشد انس خواهى گرفت با او ، و اگر فاسد باشد وحشت نخواهى نمود مگر از او و او عمل تو است .
قيس عرض كرد : يا نبى اللّه ! دوست داشتم كه اين موعظه به نظم آورده شود تا ما افتخار كنيم به آن بر هر كه نزديك ما است از عرب و هم آن را ذخيرهء خود مىكرديم .
آن جناب فرستاد حسّان بن ثابت شاعر را حاضر كنند كه به نظم آورد آن را ، صلصال بن دلهمس « 1 » حاضر بود و به نظم در آورد آن را پيش از آن كه حسان بيايد ، و گفت :
تخيّر خليطا من فعالك إنّما * قرين الفتى فى القبر ما كان يفعل
و لا بدّ قبل الموت من ان تعدّه * ليوم ينادى المرء فيه فيقبل
فان كنت مشغولا بشىء فلا تكن * به غير الّذى يرضى به اللّه تشغل
فلن يصحب الانسان من بعد موته * و من قبله الّا الّذى كان يعمل
ألا انّما الإنسان ضيف لأهله * يقيم قليلا بينهم ثمّ يرحل « 2 »
شانزدهم - مالك بن نويرة الحنفى اليربوعى « 3 »
از ارداف ملوك ، و شجاعان
هامش
( 1 ) دربارهء اين صحابى نك : الاصابة ، ج 2 ، ص 193 ؛ اسد الغابة ، ج 3 ، ص 28 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 71 ص 170 ؛ خصال ، ج 1 ، ص 114 ؛ امالى ، مجلس اول ، ص 12 ؛ اعلام الدين ص 332 .
( 3 ) دربارهء او نك : تنقيح المقال من ابواب الميم ، ش 10044 ؛ الاصابة ، ت 7712 ؛ اسد الغابة ، ت 4656 ؛ الاستيعاب ، ت 2331 .