تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

يازدهم - سعد بن عبادة بن دليم « 1 »

بن حارثة الخزرجى الأنصارى ، سيّد انصار ، و كريم روزگار ، و نقيب رسول مختار صلّى اللّه عليه و آله و سلم بوده ، در عقبه و بدر حاضر شده ، و در روز فتح مكّه رايت مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم به دست او بوده . و او مردى بزرگ بوده ، وجودى به كمال داشت . و پسرش قيس و پدر جدّش نيز جواد بودند ، و در اطعام مهمان و واردين خوددارى نمىفرمودند چنانچه در زمان دليم جدّش منادى ندا در مىداد هر روز در اطراف دار ضيافت او : من اراد الشّحم و اللّحم فليأت دار دليم . « 2 » بعد از دليم پسرش عباده نيز به همين طريق بود ، و از پس او سعد نيز بدين قانون مىرفت ، و قيس بن سعد « 3 » از پدران بهتر بود . و دليم و عباده هر سال ده نفر شتر از براى صنم منات هديّه مىكردند و به مكّه مىفرستادند ، و چون نوبت به سعد و قيس رسيد كه مسلمانى داشتند آن شتران را همه سال به كعبه مىفرستادند . و وارد شده كه وقتى ثابت بن قيس با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم گفت : يا رسول اللّه ! قبيلهء سعد در جاهليّت پيشوايان جوانمردان ما بودند ، حضرت فرمود : النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة ، خيارهم فى الجاهليّة خيارهم فى الاسلام اذا فقهوا . و سعد چندان غيور بود كه غير از دختر با كره تزويج نكرد و هر زنى كه طلاق گفت كسى جرأت تزويج او نكرد . « 4 » بالجمله اين سعد همان است كه در روز سقيفه او را آورده بودند در حالتى كه مريض بود و خوابانيده بودند و خزرجيان مىخواستند با او بيعت كنند و مردم را نيز
هامش
( 1 ) براى اطلاع بيشتر از حالات اين بزرگوار به مدارك ذيل نك : اسد الغابة ، ج 2 ، ص 283 ؛ الاصابة ، ش 3167 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 270 ؛ شذرات الذهب ، ج 10 ، ص 28 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 613 ؛ مسند احمد ، ج 5 ، ص 284 ، 6 / 7 ؛ الاستيعاب ، ت 949 . ( 2 ) الاستيعاب ، ج 2 ، ص 161 . ( 3 ) اين بنده كتاب مستقلى درباره زندگى پربار اين بزرگمرد تحت عنوان « سعد بن عباده فرمانرواى قهرمان » نوشته است . ( 4 ) بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 46 .