چون اين بدانست خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم آمد و خواست تا فديه دهد و پسر خود را برهاند ، حضرت فرمود : او را بخوانيد و مختار كنيد درآمدن با شما يا ماندن به نزد من .
زيد گفت : هيچ كس را بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم اختيار نكنم .
حارثه گفت : اى فرزند ! بندگى را بر آزادگى اختيار مىنمايى و پدر را مهجور مىگذارى ؟
گفت : من از آن حضرت آن ديدهام كه ابدا كسى را بر آن حضرت اختيار نخواهم كرد .
چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم اين سخن از زيد شنيد او را به حجر مكّه آورد حضّار را فرمود : اى جماعت ! گواه باشيد كه زيد فرزند من است ، ارث از من مىبرد ، و من ارث از او مىبرم . « 1 » چون حارثه اين بديد از غم فرزند آسوده گشت و مراجعت كرد از آن وقت مردم او را زيد بن محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم نام كردند . اين بود تا خداوند اسلام را آشكار نمود و اين آيهء مباركه فرود شد :
ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ
. ( الآية ) . « 2 »
چون حكم برسيد ( فى قوله تعالى :
ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ
) « 3 » كه فرزند خوانده را به اسم پدرش بخوانند ، اين هنگام زيد بن حارثه خواندند ، و ديگر زيد بن محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم نگفتند ، و آيهء شريفهء
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ
« 4 » نيز اشاره به همين مطلب است نه آن كه مراد آن باشد كه پدر حسن و حسين نيست ، چه آنها پسران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىباشند به حكم
أَبْناءَنا
« 5 » در آيهء مباهله و غيره .
و زيد ، كنيهاش ابو اسامه است به نام پسرش اسامه . و شهادتش در مؤته واقع شد ، در همان جايى كه جعفر بن ابى طالب عليه السّلام شهيد گشته . « 6 »
هامش
( 1 ) الاستيعاب ج 2 ، ص 115 ، ت 848 .
( 2 ) سورهء احزاب ، آيهء 4 .
( 3 ) سورهء احزاب ، آيهء 5 .
( 4 ) سورهء احزاب ، آيهء 40 .
( 5 ) سورهء آل عمران ، آيهء 61 .
( 6 ) بحار الأنوار ، ج 21 ، ص 50 .