اعتبار فرموده . « 1 » در غزاى بدر و ما بعد آن از مشاهد حاضر بود ، و از سابقين كه رجوع كردند به امير المؤمنين عليه السّلام معدود است . از كامل بهائى نقل است كه در روز صفين خزيمة بن ثابت و ابو الهيثم انصارى جدّى مىنمودند در نصرت على عليه السّلام ، آن حضرت فرمود : اگر چه در اوّل امر مرا خذلان كردند امّا به آخر توبه كردند و دانستند كه آنچه كردند بد بود . « 2 » صاحب استيعاب آورده كه خزيمه در حرب صفين ملازم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود ، و چون عمّار ياسر شهيد شد او نيز شمشير كشيده با دشمنان كارزار مىكرد تا شربت شهادت چشيد رضوان اللّه تعالى عليه . « 3 »
و روايت شده كه امير المؤمنين عليه السّلام در هفتهء آخر عمر خود خطبه خواند و آن آخر خطبهء آن حضرت بود و در آن خطبه فرمود :
اين اخوانى الّذين ركبوا الطّريق ، و مضوا على الحق ؟ اين عمّار ؟ و اين ابن التّيهان ؟ اين ذو الشّهادتين ؟ و اين نظراؤهم من اخوانهم الّذين تعاقدوا على المنيّة ، و ابرد برءوسهم الى الفجرة .
ثمّ ضرب عليه السّلام يده الى لحيته الشّريفة فأطال البكاء ، ثمّ قال :
اوه على اخوانى الّذين تلوا القرآن فاحكموه . « 4 »
دهم - زيد به حارثة « 5 »
بن شراحيل الكلبىّ .
و او همان است كه در زمان جاهليّت اسير شد ، حكيم به حزام او را در بازار عكّاظ - از نواحى مكّه - بخريد از براى خديجه آورد ، خديجه - رضى اللّه عنها - او را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بخشيد ، حارثه
هامش
( 1 ) نك : الكافى ، ج 7 ، ص 400 ؛ الاختصاص ، ص 64 ؛ بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 141 .
( 2 ) كامل بهائى .
( 3 ) الاستيعاب ، ج 2 ، ص 31 ، ت 663 .
( 4 ) نهج البلاغه ، خ 180 ، ص 345 با ترجمه آقاى فقيهى .
( 5 ) دربارهء زيد نك : الاستيعاب ، ت 848 ؛ الاصابة ، ج 3 ، ص 74 - 50 رقم 2884 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 10 ، ص 220 ؛ المستدرك ، ج 3 ، ص 215 ؛ الوافى بالوفيات ، ج 15 ، ص 27 ؛ اسد الغابة ، ج 2 ، ص 224 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 274 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 40 - 47 .